خون خود را در ماتم شهداى كربلا بريزند ، آنها موهاى سر را تراشيده ، كفن سفيدى هم ميپوشند و يا حسينگويان قمه بسر خود ميزنند و خون از سر و روى آنها جارى ميگردد و روى كفن ميريزد ، پس از جارى شدن خون هيجانى در آنها توليد مىشود و اگر از آنان جلوگيرى نشود خود را با قمه هلاك ميكنند ، اشخاصى هستند كه چوبهائى بدست دارند و آنها را جلو قمه ميگيرند تا ضربات بسرها وارد نيايند و بدينترتيب از ريختن خون زياد جلوگيرى مينمايند ، معهذا بعضى بواسطهء خونريزى زياد از پا درميآيند و يا اقلا مدتى مريض ميشوند ، خلاصه اين دستهء قمهزن پس از خروج از تكيه و گردش معمولى نزد رئيس پليس ميروند و از او تقاضاى رهائى زندانيان را ميكنند و او جانيان زندانى كه غل و زنجير شدهاند
نيز غالبا به درخواستهاى آنان تن درميدهد و يك يا دو نفر زندانى را به آنان ميبخشد .
اغلب اشخاص ثروتمند كه يكى از افراد خانوادهء آنها زندانى شده است و نتوانستهاند وسايل آزادى او را فراهم نمايند متوسل بدستههاى قمهزن ميگردند
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١٩٣