تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
براى اندازه گرفتن طول ، ذرع به كار مىبرند . ذرع معادل است با 16 گره و هرگره مساوى 2 بهر است . فرسخ معادل است با 6000 ذرع « 1 » براى اندازه گرفتن سطوح مقياسهاى زير را به كار مىبرند : 1 - قبضه 2 - ذرع مربع كه معادل 12 قبضه است 3 - درز معادل 10 ذرع مربع - 4 - دهو كه معادل 10 درز است 5 - قفيز معادل 10 دهو 6 - جريب كه معادل است با ده قفيز يا 1000 ذرع مربع .

بانكها

چنان كه قبلا هم اشاره شد انگليسها در تهران بانكى بنام بانك شاهنشاهى تأسيس نموده‌اند كه در ايالات و ولايات نيز شعباتى دارد . روسها هم برقابت آنها در تهران و ايالات مهم بانكهائى داير نموده‌اند . اگرچه روسها و انگليسها در امور اقتصادى بشدت با هم رقابت ميكنند ولى اخيرا هر دوى آنها در مقابل آلمانها بشكست برخورده‌اند زيرا كه فعاليت بانك آلمان در ايران زيادتر است و اكنون هم درصدد گرفتن امتياز تأسيس يك مركز تجارتى در خليج فارس است و ميخواهد بندرى براى ورود و خروج كشتىهاى آلمانى در آنجا داير نمايد . معمولا صرافخانه‌ها و ادارات دولتى و تجار و ثروتمندان ميرزاهائى دارند كه در ايران بنام صاحب قلم يا ارباب قلم معروفند . ميرزاها در آن واحد كارمند و منشى و محاسب هستند . لوازم كار آنها منحصر است بيك لوله كاغذ كه در پرشال فروبرده‌اند و يك قلمدان كه در جيب قباى خود گذارده‌اند . قلمدان يكى از تجملات مهم نويسندگان ايران است ، هرميرزاى فقيرى هم ممكن است قلمدان خوبى داشته باشد .
هامش
( 1 ) فرسخ تقريبا معادل است با 250 / 6 كيلومتر . طول فرسخ در جاده‌هاى صاف و ناهموار متفاوت است . در اصطلاح محلى فرسخ فاصله‌ايست كه در يكساعت يك قاطر باردار مىپيمايد . فرسخ كلمه‌ايست كه از پاره‌سنك قديمى ماخوذ شده زيرا در قديم پاره‌سنگهائى در جاده‌ها براى تعيين فواصل ميگذاردند . در يكى از كتب « زند اوستا » تعريف مبهمى از فرسنك ديده مىشود در آنجا مينويسد فرسخ مسافتى است كه در آن آدمى كه قوه ديدش كامل باشد ميتواند شترى را ببيند و تشخيص دهد كه رنك آن سفيد است يا سياه . در لرستان فرسخ را مسافتى ميدانند كه بتوان در آن صداى طبلى را شنيد . در هرحال فرسنك اصولا اندازهء قديمى بابلى بوده كه اساس آن بر زراع قرار داشته و معادل با 5 كيلومتر و 700 متر بوده است .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 111 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى