براى ما امكانپذير نبود .
ارمنى آنتيكفروش ديگرى هم بود كه فقط بجمعآورى قطعات كاشى طلائى رنك ميپرداخت اما چنين به نظر من آمد كه اين شخص بدست خود هم كاشى ميسازد و در گوشهاى از منزل خود كورهء كاشىپزى دارد زيرا كه چند قطعه كاشى بما نشان داد كه هنوز آثار حرارت كمى در آنها موجود بود .
بارى چون وقت گذشته بود ما از جلفا باصفهان برگشتيم و براى سرگرمى پارچه هائى را كه از جلفا خريده بوديم براى زينت به ديوار اطاق نصب كرديم .
مراسم عزادارى مذهبى در اصفهان
دوشنبه 28 اكتبر - امروز صبح همين كه از خواب بيدار شديم صداهاى درهم و برهمى شنيديم كه كمتر بصداى انسان شباهت داشت . گاهى اين صدا لحظهاى خاموش ميشد ولى بعد دوباره با صداى ناهنجار طبلى شروع ميگشت ، پرسيديم چه خبر است گفتند فردا روز عزاداريست و امروز تمرين ميكنند .
سهشنبه 29 اكتبر - ناله و فريادهائى كه ديروز شروع شده بود امروز تا شب ادامه داشت ، آوازهاى حزنانگيزى به گوش ميرسيد كه صداى طبل هم آن را تقويت ميكرد . طرف صبح هياهو قطع شد اما در پشت ديوار منزل ما هزاران زن صحبتكنان عبور ميكردند كه صداى درهم آنها مانند كنسرت مرغان بود ، ناگهان صداى مردانى را شنيديم كه با هم بمنازعه پرداخته و جملات ركيكى با هم مبادله ميكردند ، بعد معلوم شد كه دو مرد مسلمان بميان زنها افتاده و به صورت آنها نگاه ميكرده و جملات خارج از نزاكتى به آنها ميگفتهاند ، در اين ضمن جمعى از مردان رسيده و با فحش و كتك اين دو نفر فاسد الاخلاق را دستگير نموده بزندان بردند . ما بسى تعجب كرديم كه در ميان ايرانيان كسانى هم پيدا ميشوند كه از مراسم ادب و تمدن بسيار دورند و در چنين روزى كه همه عزادار هستند دست از اخلاق فاسد خود نميكشند .
چنين به نظر ميآيد كه اينروز بطور استثنا بزنان اختصاص دارد ، آنها در اين روز از خانه بيرون ميآيند و هركجا كه ميل دارند ميروند در واقع اينروز روز مرخصى