سرهنگى گرفت ولى بعدها از ژنرال فرمانده خود اطاعت نكرد و كار بمنازعه كشيد سرانجام امير بژنرال تكليف كرد كه يا استعفاى مرا بپذير و با حاضر بدوئل با من باش ، تقاضاى اولى او پذيرفته شد و امير مخلوع كه از تمام حقوق خود محروم شده بود بايران پناهنده شد و باصفهان آمد و مدتى در اين كاخ منزل داشت و سربازان افغان كه گارد قونسول انگليس را تشكيل ميدادند با نظر احترام به او مينگريستند .
عمارات آئينهخانه و هفتدست
بارى قدمزنان از پلهاى زايندهرود عبور كرديم در اينجا پردموت محل عمارت آئينهخانه را بما نشان داد كه اكنون اثرى از آن بر جاى نيست ، شاردن در كتاب سفرنامهء خود از شكوه و عظمت كاخ آئينه خانه تعريف و توصيف زيادى كرده است . ديوارهاى جديدى محل اين كاخ قديمى را محصور نموده و از اين ساختمان مجلل شاه عباس بزرك جز چند پايه ستون سنگى كه سقف آن را نگاه ميداشته چيزى بر جاى نمانده است .
در مسافت كمى پس از محل آئينهخانه خرابههاى كاخ هفتدست ديده مىشود كه سابقا حرمسراى شاهنشاهى بوده و فتحعلى شاه هم در 184 در يكى از اطاقهاى طبقهء تحتانى اين كاخ درگذشته است .
در هنگام رفتن به طرف جلفا از هرطرف مناظر زيبا و باشكوهى را مىبينيم كه تابلوى بسيار جالبتوجهى را نشان ميدهد . در قسمت زيرين اين تابلو رودخانهء زايندهرود واقع است كه بستر آن مانند دشتى پر از ريگهاى صيقلى است و در آفتاب درخشندگى خاصى دارد ، در ميان اين بستر آب كمى جاريست در طرف راست درختان تبريزى جنگلى تشكيل داده و باغهاى اعيان و اشراف را احاطه كرده است ، در سمت چپ قصبهء جلفا واقع شده كه خانهها در ميان كوچههاى پردرخت پنهان گرديده است ، در قسمت بالاى تابلو كوه با رنك بنفش تيرهاى در مقابل نظر خودنمائى مىكند .
از دور هم نقطهء سفيدرنگى در ميان درختان مشاهده مىشود ، آنجا منزل ييلاقى ظل السلطان است كه راه آن از پلهاى زايندهرود و بيشههائى كه محل تفرج