تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 982

مساهمون:

ص٩٨٢
ميداد ، اين پهلوانان در زمان قديم در همين محله ساكن بوده‌اند . بعد در ميان بازارهاى مسقفى كه كم‌وبيش خراب شده‌اند به راه خود ادامه داده و بخيابان عريض و طويلى وارد شديم كه قرينه خيابان چهارباغ است . متأسفانه اكنون اين خيابان از راه جلفا خرابتر و حزن‌انگيزتر شده است زيرا همان دستى كه چنارهاى صدساله را غارت كرده يعنى دست ظل السلطان بطورى درختان اين خيابان را از بين برده كه اكنون يك شاخه سبز هم در آن پيدا نميشود و مانند بيابان بىآبى است كه از حرارت آفتاب سوخته باشد . اين خيابان به پل زيباى خواجو منتهى ميگردد كه سابقا كاخ آئينه‌خانه در نزديكى آن واقع بوده و امروز اثرى از آن برجاى نمانده است .

مسجد على

در مراجعت بتماشاى مسجدى پرداختيم كه هزارهء ديوارهاى آن با سنك يشم تزيين يافته بود . در جنب جلوخان اين مسجد سقاخانه‌ايست كه دور آن نردهء چوبى شبيه به مشربيهاى مصرى كشيده شده است . پس از تماشاى اين مسجد از حاج يعقوب خان خواهش كرديم مسجد ديگرى را كه تعريف آن را شنيده بوديم و در يكى از محلات دوردست اصفهان واقع است بما نشان بدهد . حاجى بدبخت با اينكه زياد خسته شده بود تقاضاى ما را پذيرفت و راه سنگلاخى را در پيش گرفت و ما هم بدنبال او ميرفتيم ولى حاجى بيچاره از شدت خستگى گاهى بر روى سكوى در خانه‌ها مينشست تا نفسى تازه كند و ما هم مجبور ميشديم كه چند لحظه توقف نمائيم .

بازارهاى محلات خارج شهر

در اثناى راه ببازارهاى خرابه‌اى برميخورديم كه چند دكان فقيرانه در آنها ديده ميشد . دكان‌داران با پول سياه مسى معامله ميكردند و مثل اين بود كه در اين محلات پول نقره وجود ندارد . در اين بازارها آدم و الاغ زيادى در رفت‌وآمد بودند و از اجتماع آنها بوى بد
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 982 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى