فرمودند : مرحبا و اهلا گفتند . همين سخن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم حكايت از رضايت او مىكند . پس چون او را به عقد على عليه السلام درآورد ، فرمودند : يا على ، عروسى وليمه دارد . سعد ابن عباده گفت : من يك گوسفند دارم گروهى از انصار دور او جمع شدند و دنبالهء اين سخن را گرفتند . چون شب شد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم گفت يا على سخنى نگو تا مرا ملاقات كنى سپس آب وضو درخواست نمودند و وضو ساختند و از آب وضو به فاطمه و على داد و به درگاه خداوند جل جلاله عرض كرد : خداوندا بر اين دو بركت و به نسل ايشان نيز بركت مرحمت فرما .
اين روايت را نسائى در عمل روز و شب و عبد الكريم مقبول و ابن بريده ، ثقه آن را نقل كردهاند و نيز رويانى در مسندش و سمويه در فوائد و دولابى در ذرّيهء طاهره چنين نقلش كردهاند كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم عرض كرد :
« خداوندا ، در اين دو و بر اين دو و براى اين دو بزرگوار بركت مرحمت فرما در نسل ايشان و فرزندانشان » . حافظ « اشبل » كه در متن عربى حديث آمده به معناى بچه شير است . اين لقب بر حسن عليه السلام و حسين عليه السلام اطلاق شده آنان نيز در شجاعت چنين بودند .
خداوند رسول اللّه را به تزويج فاطمه به على عليهما السلام امر فرمودند
از انس نقل شده كه گفت : نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم بودم . وحى بر او نازل و حالش متغير شد . چون وحى پايان پذيرفت به من فرمودند : اى انس مى دانى جبرئيل چه از جانب صاحب عرش عزّ و جل آورده است ؟ گفتم : پدر و مادرم به فدايت چه آورده است ؟
فرمودند : جبرئيل گفت : انّ اللّه يأمرك ان تزوّج فاطمه بعلى . فانطلق ) خداوند تو را