صلى اللّه عليه و آله و سلم به من گويد : آنچه در پيش دارى براى تو بهتر از اين وضعيتى است كه در آن قرار گرفتهاى » . سپس فرمودند : . . . و جان به جانآفرين تسليم نمودند . چون صبح شد فرزندش امام حسن عليه السلام ضمن خطبهاى خطاب به مردم فرمودند : « اى مردم در اين شب قرآن نازل شده است و اين شب قدر است .
يوشع بن نون در اين شب شهيد شد و پدرم امير المؤمنين نيز . به خدا قسم پدرم بالاترين جانشينان پيامبرانى است كه قبل از او بودند و نيز بالاترين جانشينان جدم محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم كه بعد از پدرم هستند . او صفراء و بيضائى ( طلا و نقرهاى ) از خود به جا ننهاده . تنها هفتصد درهم كه از بخششهايش بجا مانده اين مبلغ را نگه داشته تا بدان براى كمك كارى خانواده ، خادمى ابتياع كند .
چون به سر مباركش ضربت شمشير وارد شد فرمود : ( فزت و رب الكعبه ) به خداى مكه رستگار شدم » .
در كتاب جواهر العقدين از حسين بن كثير و او از پدرش نقل شده كه گفت : امام على عليه السلام يك شب در نزد حسن و يك شب نزد حسين و يك شب نزد عبد اللّه جعفر افطار مىكرد . افطارش از سه لقمه تجاوز نمىنمود و همواره مىفرمودند :
« دوست دارم خدا را در حالى ملاقات كنم كه شكمم فروهشته باشد » . چون شبى كه در آن شربت شهادت نوشيد فرا رسيد بيشتر از مواقع ديگر به آسمان مىنگريست و همواره اين جمله را مىگفت : « به خدا دروغ نگفتى ! به خدا دروغ نگفتى يا رسول اللّه آرى اين همان شبى است كه به من وعده دادهاى » . چون وقت سحر فرا رسيد بيرون شد . پوششى بر صورت افكند و پرهايش را به شانه و هنگامى كه خواست خارج شود مرغابيهايى كه در منزل بودند اطراف او وضع عجيبى بوجود آورده بودند .
حضرت فرمودند : « اينها را وابگذاريد كه در حال نوحهسرائى هستند » . شب هفدهم
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: القندوزي
ص٤٣٩