آن چنين است : « حبل ممدود من الّسماء الى الارض . . . فانظروا كيف تخلفونى فيهما . »
يعنى ريسمان كشيده شده از آسمان تا زمين . . . پس دقت كنيد كه بعد از من درباره اين دو ( ثقلين ) چگونه عمل مىكنيد ؟
اين روايت را ابو اسحق به سند خود از ابو سعيد الخدرى نيز نقل كرده . در كتاب « نوادر الاصول » با ذكر سند از حذيفه ابن اسيد غفارى آورده كه رسول اكرم ( ص ) در « حجهء الوداع » ضمن خطبهاى خطاب به مردم فرمود : « لطيف خبير » آگاه كرد كه عمرم نزديك به اتمام است شما را تا ملاقات در كنار حوض كوثر كه « ثقلين » را به من برمىگردانيد ترك مىكنم ، پس دقت كنيد كه چگونه بعد از من عمل مىكنيد و چگونه در خصوص « ثقلين » كه بزرگتر آن « كتاب » خداست مىنگريد ؟ كتابى كه يك سر اين حبل ممدود بدست خداوند و طرف ديگرش بدست شما است پس محكم چنگ تمسك به آن بزنيد و گمراه نشويد و برنگرديد و ديگرى « اهل بيتم » مىباشند كه « لطيف خبير » مرا آگاه كرد كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا در « حوض كوثر » بر من وارد شوند . اللّهمّ من كنت مولاه فعلّى مولاه در « مشكاه المصابيح » از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده ، آنگاه كه در « غدير خم » فرود آمد ، دست « على » عليه السلام را گرفت و خطاب به مردم فرمودند : « آيا شما نيستيد كه مىدانيد من از هر مؤمنى ( در تصرف در شئونش ) از خودش اولى و احق مىباشم ؟ » گفتند :
آرى يا رسول اللّه ، فرمودند : « آيا شما نمىدانيد كه من . . . ؟ گفتند : آرى . فرمود : « اللّهمّ من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه . »
پس عمر « على » را ملاقات كرد و گفت : بر تو گوارا باد اى پسر ابو طالب كه مولاى هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهاى گرديدى . اين روايت را احمد ابن حنبل بسند خود از زيد ابن ارقم به دو طريق يعنى از طريق عطيه و از طريق ابن ميمون به زيد ابن ارقم و از رسول اكرم ( ص ) متصلا نقل كرده است .
من كنت مولاه فعلّى مولاه
ترمذى با سند خود از زيد ابن ارقم يا از شعبه از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده كه فرمود : « من كنت مولاه فعلّى مولاه » . شعبه اين حديث را از ميمون و او از زيد ابن
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: القندوزي
ص١٢٩