تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
نمىشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند - مانند اين دو انگشت و اشاره به انگشت سبابه و انگشت پهلوى آن نمود پس به اين دو متمسك شويد كه هرگز گمراه نمىشويد و بر اين دو هيچگاه در مسائل زندگى پيشى نگيريد و تخلف نورزيد و چيزى بر آنان ( بعنوان نظر خود ) ياد ندهيد كه ايشان از شما داناترند . » . در مسند احمد از عمرو بن ميمون نقل كرده كه گفت : « من در نزد ابن عباس نشسته بودم كه نه نفر به ما وارد شدند و به ابن عباس گفتند : « اى ابن عباس يا با ما بيا يا با اينها باش . » ابن عباس گفت : آرى با شما قيام مىكنم . پس شروع به سخن كردند . ما متوجه نشديم چه مىگفتند ، پس ابن عباس در حالى كه لباسش را بهم مىپيچيد مىگفت : « اف ، تف ، با مردى درافتاده‌اند كه داراى « ده خصلت » است ، كسى كه رسول خدا درباره‌اش فرمودند : « لأبعثنّ رجلا لا يخزيه اللّه ابدا يحبّ اللّه و رسوله و يحبه اللّه و رسوله » - « هر آينه برمىانگيزم مردى را كه هرگز خداوند او را خوار نمىكند خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند . » پس واجد بالاترين شرافتها و كرامتها است . او كه چنين خصلتهايى دارد . سپس ابن عباس گفت : « على كجاست ؟ گفتند در آسياب مشغول تهيه آرد است . گفت : آيا كسى از شما نيست كه تهيه آرد را متعهد شود . پس « على » آمد طورى آرد سر و صورتش را گرفته بود كه به آسانى ديده نمىشد پس صورت و چشمانش را گردگيرى نمود و حقيقت را آشكار فرمود .

توليت امور رسول خدا با على بود

رسول خدا خطاب به بنى اعمام خود گفتند : « كدامتان در دنيا و آخرت دوستار من و توليت امور مرا را عهده‌دار مىشود ؟ « على » ( عليه السلام ) گفت : « من يا رسول اللّه » و على عليه السلام اول مردى بود كه برسول خدا ايمان آورد ، رسول خدا لباسش را گرفت ( يعنى عبايش را ) و بر روى على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام قرار داد و اينجا بود كه آيه شريفه ( تطهير ) نازل و خداوند در شأن آن انوار مقدسه فرمود
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ