فكّ اعلى « 1 » :
مركّب است از چهارده استخوان « 2 » و دروز ميان اين استخوانها پراكنده است « 3 » . هر چشمى سه عدد « 4 » ، و كنارهء رو دو عدد ، « 5 » كه محيط است به اصول دندان به غير « 6 » ثنايا و رباعيات عليا ، و دو عدد كوچك كه در ايشان سوراخى نافذ هست « 7 » از منخرين به دهن « 8 » ، و انف دو عدد ؛ « 9 » و اجزاى او مختلف افتاده در صلابت و لين ، بنا بر آنكه عظام « 10 » وجنتين « 11 » ضرورى است صلابت او جهت محافظت و عظام انف ضرورى است كه رخو و متخلخل باشد تا رسيدن روايح به دو « 12 » و در « 13 » شدن فضلات دماغى از او آسان بود ، و شكل اجزاى او از « 14 » مثلّث و مربّع و منحرف الأضلاع مركّب است « 15 » ، از اين صورت معلوم مىشود كه بعد از اين گفته
هامش
( 1 ) . فكّ اعلى -MaXillaire Superieur، و ياMaxilla؛ استخوانى است زوج كه در تشكيل حفرههاى بينى و كاسهء چشم و فضاى دهان شركت مىنمايد و از ساير استخوانهاى صورت حجيمتر ، ولى وزن آن نسبتا كم است ؛ زيرا در ضخامت آن فضايى است به نام جيب فكّى . ( كالبدشناسى انسانى - سر و گردن ، ص 73 ) .
( 2 ) . در تشريح امروزى نيز تعداد استخوانهاى صورت چهارده استخوان ذكر شده است . ( ر ك :
آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 133 ) .
( 3 ) . ط : - است .
( 4 ) . استخوانهاى كاسهء چشم -Cavites Orbitaires ou orbites، و ياorbitae. ( ر ك :
كالبدشناسى انسانى - سر و گردن ، ص 104 ) .
( 5 ) . استخوانهاى كنارهء رو -Zygomatic bone. ( ر ك : آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 132 ) .
( 6 ) . ج ، ل ، ش : + از .
( 7 ) . ط : هست نافذ .
( 8 ) . دو استخوان كامى -Palate.
( 9 ) . استخوانهاى بينى -Nasal.
( 10 ) . ج ، ل ، ش ، ط : + و .
( 11 ) . ش : خستين ؛ ط : جنين ؛ و جنتين : جمع وجنة ، گونه ، از رخساره جايى كه موى ريش در آن نمىرويد .
( 12 ) . ش : در او .
( 13 ) . س ، ش : دور .
( 14 ) . ج : او را .
( 15 ) . ط : - مركّب است .