آنچه نزديك اوست ؛ و استدارات او بنا بر دو امر است : يكى نظر با « 1 » داخل ، و آنچنان بود كه تا « 2 » مغز را جايى وسيع و محلّى تمام بود و هيچ شك نيست كه شكل كروى « 3 » اوسع است از مرّبع ، هرگاه كه مساوى باشند در اضلاع و در كتب هندسه اين معنى مقرّر و مدلّل است ؛ و دوم نظر با خارج است ، بنا بر آنكه شكل كروى از آفات مصونتر از مربّع است ؛ و در تعدّد عظام « 4 » فوايد است : اوّل آنكه چون بخارات ميل به اعلاى بدن دارد كثرت ممرّ مطلوب بود ، و ديگر آنكه چون آفتى به قطعهاى رسد مخصوص به دو باشد و اين دو « 5 » فايده در جايى كه تعدّد باشد ملاحظه « 6 » توان كرد ، چنان كه در فكّ اعلى ؛ و ديگر از فوايد آنكه اختلافات در او « 7 » مطلوب است ، به جهت آنكه بعضى متخلخل مىبايد و بعضى صلب و از آن جهت مايل به طول است كه اعصاب دماغى به طول موضوع است .
دروز : و « 8 » دروز سر طبيعى كه گفتيم ، پنج است : آنچه بر پيش « 9 » افتاده آن را اكليلى « 10 » خوانند ؛ بنا بر آنكه محلّ انتهاى كلاه است و تاج « 11 » يا « 12 » بر شكل او واقع است ، و درز دوم را سهمى « 13 » گويند ، و آن درزى است مستقيم كه منصّف سر است در طول و او « 14 » را از آن جهت سهمى گويند كه
هامش
( 1 ) . ش : - با .
( 2 ) . ج ، ل ، ش : - تا .
( 3 ) . ل ، ط : كوى .
( 4 ) . ج ، ل ، ش : + او .
( 5 ) . ش : - دو .
( 6 ) . ج : ملاحظهء تعدّد باشد .
( 7 ) . ط : درز .
( 8 ) . ج ، ل ، ش : و در او .
( 9 ) . ط : + سر .
( 10 ) . س ، ج : اكليل ؛ درز اكليلى ( تاجى ) يا درز پيشانى آهيانهاى همان« Coronal Suture »است .
( 11 ) . س ، ل : - و تاج .
( 12 ) . ش : - يا .
( 13 ) . درز سهمى -Sagittal Suture.
( 14 ) . ش : - و ؛ ل : آن .