جدران يمين و يسار كه حجريان « 1 » خوانند و جدار مقدم كه آن عظم جبهه است دو عدد و جدار مؤخّر دو عدد و عظام صدغ چهار و عظام وتدى دو عدد ؛ و بعضى برآنند كه بعد از « 2 » عظم يافوخ « 3 » ده است و بعضى گويند كه نه است « 4 » و آن عبارت از جدران اربعه است و عظام صدغ « 5 » و عظم وتدى ؛ و سر طبيعى آن است كه او را نتوّ « 6 » مقدّم و « 7 » مؤخّر باشد و در او پنج درز موجود بود : سه حقيقى و دو كاذب « 8 » ؛ و دروز را شؤون « 9 » و قبايل خوانند و بعضى قبايل بر استخوان سر اطلاق كنند ؛ و سر غير طبيعى آن است كه يكى از دو نتوّ نداشته باشد . پس استخوان سر طبيعى آن است كه مستدير الشّكل بود « 10 » و مايل به طول كه از شأن او محافظت دماغ است و
هامش
( 1 ) . ج : حجران ؛ ط : محربان .
( 2 ) . ط : عدد .
( 3 ) . يافوخ : نرمهء سر كه در حالت شيرخوارگى متحرّك باشد و آن را جاندانهء كودك نيز گويند . به هندى « تالو » نامند . ( آنندراج ) ؛ امروزه يافوخ جزو استخوان پيشانى محسوب مىشود و بدان« FrontaL »گويند . ( ر ك : استخوانشناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 168 ) .
( 4 ) . س ، ن ، ل ، ط ، ج : - است .
( 5 ) . عظام صدغ : ميان گوشهء ابرو و گوش است و آن را شقيقه يا كلالك نيز گويند . ( لغتنامه ، ذيل « صدغ » ) ؛ اصطلاح آن« Temporl »است و مطلق شقيقه را« Temporal »است و مطلق شقيقه را« TempLe »گويند .
( 6 ) . نتوّ : برآمدگى . ( لغتنامه ) ؛ در طبّ امروز نتوّ مقدّم ( برآمدگى پيشانى ) راFrontal » « Eminencesو نتوّ مؤخّر ( برآمدگى پسسرى ) را« occipital »مىنامند . ( ر ك :
استخوانشناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 239 ) .
( 7 ) . ط : در .
( 8 ) . درزهاى حقيقى عبارتند از :Lambdoid Suture ; Sagittal Suture ; Coronal Suture؛ و درزهاى كاذب كه به موازاى درز سهمى در طرفين جمجمه قرار دارند ،« Tempral Lines »ناميده مىشوند . ( ر ك : استخوانشناسى ، دكتر بهرام الهى ، صص 240 - 252 ؛ و نيز : آيينهء وجود ، ص 2 ) .
( 9 ) . ش : ستون ؛ ج : شيور .
( 10 ) . ج ، ط : باشد .