كرب ؛ « 1 » و غشاى ثلاثه حافظ جنيناند از آفات و مصادمات و احتياج به غشاى « 2 » ديگر است جهت فضلهء براز ، از آن جهت كه آنچه « 3 » مأكول اوست به غايت رقيق و صافى است ؛ و حقّ - سبحانه و تعالى - به كمال قدرت باهره گماشته « 4 » بر منى قوّهء مصوّره كه تا حفظ كند تشكيل هر جزوى به حسب اقتضاى نوع منفصل عنه « 5 » ، و آنچه مىگويند كه مشابهت به واسطهء آن است كه در حالت مجامعت تخيّل « 6 » صورتى كند يا آنكه در وهم هر يك از ايشان « 7 » صورتى متصوّر گردد ، از اينجا « 8 » ست كه گويند : زنى در آن حالت تخيّل مارى كرده و فرزندى كه حاصل شد سر او مشابه سر انسان بود و باقى او شبيه به مار « 9 » و گويند آن فرزند را تلف كرد ، بنا بر آنكه گفت من از مار مىترسم ؛ و قول جزم « 10 » در مشابهت فرزند با والدين آن است كه مادّه صورتى قبول كند كه آن صورت پدرى باشد يا مادرى يا صورتى خارج « 11 » و سبب نوع آخر بسيار است از امور سماوى و ارضى « 12 » كه عدد آن جز خالق لميزل نداند . اگر گويند كه سبب اختلاف صورت معلوم شد « 13 » ، سبب اختلاف سيرت چيست ، چنانچه اكثر حكما و علما اولاد ايشان نه بر
هامش
( 1 ) . س : كردن .
( 2 ) . ن : غذاى .
( 3 ) . ن : - آنچه .
( 4 ) . ن : نگاشته .
( 5 ) . س : عينه .
( 6 ) . ل : تصوّر .
( 7 ) . ج ، ل ، ش : - از ايشان .
( 8 ) . ج ، ش : آنجا .
( 9 ) . ن : - گويند زنى در آن حالت . . . به مار .
( 10 ) . ج : + فصل .
( 11 ) . ش : صور خارج ؛ ل : صورت ممازج .
( 12 ) . س : اراضى .
( 13 ) . س : - شد .