بزرگتر است و متّصل است به معاى اثنا عشرى تا صفرا از مراره به معاى اثنا عشرى « 1 » جهت پاك كردن امعا از اثفال منصبّ مىشود به مقعّر امعا ؛ و دوم متّصل مىشود به معده و فايدهء او پاك كردن مرّهء صفراست از دم تا به حدّت او سوخته نگردد و هرگاه كه زهرهء صفرا جذب نكند يا آنكه جذب تمام « 2 » نكند ، آفتها پديد آيد ؛ چنان كه اگر مطلقا جذب نكند جگر آماس گيرد و اگر صفرا اندر جگر « 3 » عفن گردد تبهاى گرم تولّد كند و اگر بيش از آن مقدار كه بايد به اعضاى بول دفع كند ريش و سوزش مثانه پديد آيد و اگر دفع آن مادّه به عضوى ديگر افتد جمره و نمله « 4 » در آن عضو پيدا گردد و اگر در همهء تن پراكنده شود يرقان پديد آيد و اگر به روده فرود آيد اسهال صفراوى و سجح « 5 » پديد آيد .
امّا آلات شعور :
دماغ و چشم « 6 » و گوش و بينى « 7 » است .
دماغ « 8 » :
عضوى است « 9 » رييس و محلّ روح نفسانى بود و او مركّب است از مخ و آورده و شرايين و غشاى رقيق به دو محيط شده « 10 » و ملاقى او
هامش
( 1 ) . ش : - تا صفرا از مرارده به امعاى اثنا عشرى .
( 2 ) . ن : تام .
( 3 ) . ن : - جگر .
( 4 ) . دانههاى زردى هستند كه با ورم اندك و خارش و سوزش و حرارت همراه است و هنگام لمس كردن به زودى مىتركد . ( مفاتيح العلوم ، ص 153 )
( 5 ) . سجح : پوستهپوسته شدن يا خراش برداشتن سطح بدن و امثال آن . ( مفاتيح العلوم ، ص 153 )
( 6 ) . ن : - و چشم .
( 7 ) . ط : انف .
( 8 ) . دماغ ( يا مغز ) -Brain.
( 9 ) . س ، ن ، ج ، ل : - است .
( 10 ) . ش : مىشود .