آن را صافن « 1 » گويند ، و آنچه در وسط واقع است آن را مابض الرّكبه گويند ؛ و منشعب مىشود از او نزد مرور او در باطن ساق ، شعبى چند كه در عضل او پنهان مىشود و باقى مىماند از او دو شعبه : يكى در مىرود در اجزاى « 2 » ساق و شعبهء ثانيه « 3 » متخلخل مىشود در ميان قصبهء هر دو ساق تا آنجا كه نزديك مقدّم رجل است و مختلط مىشود به شعبهاى از جانب « 4 » وحشىّ ؛ و اين آورده منقسم « 5 » به چهار شعبه مىشود و منحدر به قدم « 6 » مىگردد : دو « 7 » تا كه در جانب وحشىّ است ، در طرف وحشىّ « 8 » در مىرود و دو كه در طرف انسىّ واقع است ، در طرف انسىّ در مىرود و مجموع مختلط مىشوند چنان كه يك وريد مىگردد ؛ و اللّه أعلم « 9 » .
هامش
( 1 ) . صافن : رگى است در ساق كه در محلّ كعب داخلى در جانب انسىّ ( - درونى ) آشكار مىشود ( مفاتيح العلوم ، ص 149 ) ؛ وريد صافن بزرگLong saphenous V . - saphenous ) ( V .وريدى است كه از پشت تا زير رباط مغبنى ( بن ران ) امتداد داشته و به وريد رانى مىريزد .
( 2 ) . ج ، ش : + ثانيه .
( 3 ) . ل : ثمانيه .
( 4 ) . س : - جانب .
( 5 ) . به قياس افزوده شد .
( 6 ) . ل : مقدم .
( 7 ) . ط : - دو .
( 8 ) . ط : - است در طرف وحشىّ .
( 9 ) . ج ، ل ، ش : + بالصّواب .