دل و
[ علاجش ]
علاجش نوشيدن ايارج مركب از افسنتين و شحم حنظل و حب النيل و برنگ كابلى و تلطيف غذا -
فصل پانزدهمين در درد جگر
[ اگر باشد با سرخى رنگ و امتلاء بدن ]
اگر باشد با سرخى رنگ و امتلاء بدن
علاجش
اينكه فصد با سليق كنند از دست راست و نوشيده شود عصير هنديا يعنى عصارهء كاسنى يا سكنجبين بزورى و طلا كنند بر جگر صندل سفيد معه آب ورد و كافور و بنوشد عليل ماء الشعير و سكنجبين و بخورد ماء الحضرم با نان
[ ( و اگر باشد ) با سفيدى رنگ و قلت تشنگى ]
( و اگر باشد ) با سفيدى رنگ و قلت تشنگى پس
علاجش
اينكه نوشد عليل امر و سيا هر روز درهمى بماء الاصول و به زور و روغن بادام تلخ و عصافير و طيور برى
فصل شانزدهمين در استسقا
و سبب آن برودت جگر است و اقسام آن سه است -
[ قسم ] طبلى
و آن آنست كه هرگاه نوازند شكم را باشد آوازش چون آواز آواز طبل -