[ قسم ] و زقى
و آن آنست كه باشد شكم در آن حالت مانند مشك پر باد -
و [ قسم ] لحمى
و آن آنست كه باشد جسم ازو متورم بورم رخو بهر سه حركت يعنى نرم و سست كه پنهان مىشود بفرو بردن انگشتان
و علاجش
در ابتداء در نوعين اولين پس قى كردنست و ليكن در ثالث پس فصد است و ليكن بعد استحكام پس تلئين طبيعت است با هليله زرد و غازيقون و خيار شنبر و آب شهتره و كاسنى صحرائى مرة بعد مرة تا اينكه نيكو گردد -
فصل هفدهمين در درد طحال
يعنى سپرز و
[ آن ( اگر باشد ) با سياهى رنگ و رنگينى قاروره ]
آن ( اگر باشد ) با سياهى رنگ و رنگينى قاروره پس
علاجش
فصد سليم است از دست يسرى و نوشيدن عصارهء برگ گلنار و كاسنى تر مع سكنجبين بزورى
[ ( و اگر باشد ) بان كمودت رنگ يا سبزى و باشد معده ضعيف و هضم روى ]
( و اگر باشد ) بان كمودت رنگ يا سبزى و باشد معده ضعيف و هضم روى
علاجش
خوردن ايارج فيقرا و تلطيف غذا است و ادرار بول است بماء الاصول و به زور و شراب كهنه ريحانى و تضميد طحال -