مىشود از حركت بعد خوردن يا دقت خلوء معده از طعام
[ پس اگر عارض شود بعد خوردن ]
پس اگر عارض شود بعد خوردن پس
علاجش
آرام گرفتن است و بيدار بودن و خائيدن نعناع و سنسر يعنى نمام و مكيدن انار شيرين و سفرجل شيرين ( و اگر باشد ) وقت خلوء معده از طعام يا ( اگر باشد ) پس استفراغ و تپ گرم و نباشد آن پس جرعهجرعه نوشد بيمار روغن بادام
[ ( و اگر نباشد ) پس آن ]
( و اگر نباشد ) پس آن پس
علاجش
حب شبيار و ايارج فيقرا و نوشيدن سكنجبين و حلنجبين عتيق يعنى كهنه به آب انيسون و مصطكى و تلطيف غذا است -
فصل يازدهمين هيضه و اسهال
و ليكن -
هيضه
پس سبب آن سوء هضم و فساد غذاست در معده پس مىخواهد ناريته يعنى ماده صفراويهء ناريه از ان علو را پس دفع مىشود بقى و ارضيه اسفل را پس دفع مىشود به اسهال
و علاج
هر دو آبست كه فروكند غذا را جانب اسفل خاص به آب نيمگرم و جلاب و روغن بادام و باز شراب حضيرت يعنى نبيذ و شراب ريباس و ليكن -