مادر شيبه . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : نزد مادرت برو ، و بگو كليد را بفرست . . . آن را در دست پسرش گذاشت .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آن را برداشت و عمر را خواست و فرمود : اين تأويل خواب من است . پس در كعبه را باز كرد و پردهاى روى آن كشيد . از آن روز ، بر روى كعبه ، پردهاى مىاندازند . سپس پسر را خواست ، لباسش را باز كرد و كليد را در آن گذاشت و گفت : كليد را به مادرت برگردان . . . » . « 1 »
( 1 ) 4 - در كعبه ، حلقهاى نيز داشت . روايت شده كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از كعبه بيرون آمد ، حلقهء در را گرفت . پس گفت . . . « 2 »
( 2 ) 5 - اسامة بن زيد مىگويد كه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد خانه كعبه شدم . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بلال را فرمود كه در را فراز كند . كعبه آن موقع شش ستون داشت . . . « 3 »
( 3 )
خلاصه
بنابراين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مردم مكه را نهى فرمود كه براى خانههايشان در بسازند .
مردم مىدانستند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آنان چه خواسته است . لذا به مفاد نهى آن حضرت عمل كردند تا اينكه در دورهء معاويه اين دستور نقض شد و اولين كسى بود كه با نهى پيغمبر در اين باره مخالفت كرد . ظاهرا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پس از فتح مكه ، در اواخر زندگىاش مردم مكه را از اين كار نهى فرموده است اما پيش از آن خانههاى مكه ، به تصريح روايات در داشته است . تعابير زير كه در روايات آمده بر اين امر دلالت دارد :
- پس آن دو را وارد خانهاى كردم و در را به رويشان بستم .
هامش
( 1 ) مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 209 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 67 ، ص 287 ؛ مشكاة الانوار ، ص 59 .
( 3 ) كنز العمال ج 5 ، ص 299 ، به نقل از : نسايى ، احمد و رويانى .