تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
( 1 ) - از من و از قفل بودن در مطمئن شدند . - ناگهان ديدم كه قفل در افتاده است . - و در را باز كرد . - پس در را به روى او بست . - سپس در زد . - در را باز كن . پس در را باز كرد . - در زد . - از او بخواه كه در را براى تو باز كند ، اگر باز كرد ، داخل شو . - در بسته بود . از او خواست كه در را برايش باز كند اما كسى در را باز نكرد . سپس به در حمله كرد و آن را شكست . - در را فراز كن . ( 2 ) - هر كس در خانه‌اش را ببندد ، در امان است . - و در خانه‌ام را بستم . - كيست كه حلقه‌اى را مىزند كه كسى جز محمّد نمىزند . - خديجه ! در را باز كن . - در را باز كردم . از سوى ديگر كعبه نيز در كليددار داشت . تعابير زير بر اين مطلب دلالت دارد : - خواستيم در كعبه را باز كنيم . . . اما در باز نشد . - در كعبه را به رويشان بستند . پس چون در را باز كرد . - كليد كعبه را آورد و در را باز كرد . - دستور داد كه در كعبه را بستند . - سپس در كعبه را باز كرد .