تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
ضامن دانست . » « 1 » ( 1 ) 16 - عمر دو مرد را به نزد كارگزار خود در مصر فرستاد ، از او اجازهء ورود خواستند ، گفت : اجازهء ورود نداريد . گفتند : يا بيرون مىآيد يا در را به رويش آتش مىزنيم . يكى از آن دو شعله آتش آورد . كارگزار عمر كه اين را ديد ، بيرون آمد . . . « 2 » ( 2 ) 17 - در متون و روايات تعابيرى آمده كه مىرساند درها ، قفل نيز داشته است و اين به درهاى چوبى و آهنى اختصاص دارد . على عليه السّلام فرمود : « اعلموا عباد الله ، ان عليكم رصدا من انفسكم لا تستركم منه ظلمة ليل داج و لا يكنّكم منه باب ذو رتاج » « 3 » على عليه السّلام از چيزهايى براى مردم سخن مىگويد كه مىشناسند و با آن مأنوس هستند . ملاحظه : به چوبى كه لنگه ، در آن مىچرخد ، « نجران » گويند و به پيشانى در ، « رتاج » . « 4 » ( 3 ) 18 - در تاريخ آمده است : ابو سياره به زن ابو جندب دلباخته شد . زن با شوهرش قرار گذاشت كه او را به خانه‌اش بكشاند . چون ابو سياره وارد خانه شد ، ابو جندب در را بست و او را محكم زد . او به عمر شكايت كرد . وقتى از ابو جندب در اين باره پرسيد ، ابو سياره را صد تازيانه زد . « 5 » ( 4 ) 19 - در حديث عمر با مغيره و أبو موسى اشعرى آمده : « برخاست تا در را ببندد كه ديد همان كسى كه در حجره از او اجازه گرفته بود ، مىخواهد . گفت :
هامش
( 1 ) كافى ، ج 5 ، ص 243 ؛ ر . ك : تهذيب الاحكام ، ج 7 ، ص 219 - 220 ؛ الاستبصار ، ج 3 ، ص 132 ؛ وسائل الشيعة ، ج 19 ، ج 144 . ( 2 ) تاريخ عمر بن خطاب ، ص 140 . ( 3 ) نهج البلاغه ، خ 157 ؛ بحار الانوار ، ج 74 ، ص 431 . ( 4 ) المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 7 ، ص 431 . ( 5 ) كنز العمال ، ج 5 ، ص 453 .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 588 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى