تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
( 1 ) - وقتى به در خانه رسيدم ، ديدم در بسته است . - سپس در را آرام باز كرد . آنگاه بيرون رفت و در را آرام فراز كرد . - نشان بين من و تو اين باشد كه من در را فراز مىكنم . - در را فراز كرد و آن را بست . - لگدى به در زد و آن را شكست . - احدى را نديديم كه داخل و خارج شود ، در از سر شب بسته است . - كسى در زد . . . در را باز كردم . - در زد . - تا اينكه در خانهء فاطمه عليها السّلام را زدند . - در مىزند . ( 2 ) - در را شديدتر مىزند . - در زدند . - آمد و در زد . - در را برايش باز كرد . - حيا كردم كه دوباره در بزنم . - در را برايش باز كن . در را باز كرد و من وارد شدم . - در را به شدّت زد . - در مىزند . - پس چنان در زدم كه شما شنيديد . - در باغ را زد . - در را زد . فاطمه از پشت در جواب داد . - چون به در خانه رسيديم ، دستش را بر در گذاشت و آن را به داخل راند .