( 1 ) - مردى از درى گذشت كه نه پرده داشت و نه بسته بود .
- بين پرده و در .
- خانهاى كه نه در دارد و نه پرده .
- در خانه را ببندد و خود را به ستر الهى بپوشاند .
- در را ببندد و پرده را بيندازد .
- رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بين خود و مردم درى باز كرد يا پردهاى را كنار زد .
- بر درش پردهاى ديد .
- و نه بر روى شما درى را بسته است .
- در را بر روى خود آنان بست .
- رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما دستور داد كه درها را ببنديم .
- و درها كه شب هنگام بسته شود .
- نماز مىخواند و در بر رويش بسته بود . راه افتاد تا در را برايم باز كرد .
- درها را بستند .
( 2 ) - و در خانهاش را بر روى مسكين . . . ببندد ، خداوند تبارك و تعالى درهاى رحمتش را بر روى او ببندد .
- درهايش را بر روى آنان نبندد .
- در خانهات را به رويت ببند .
- فاطمه عليها السّلام چون آنان را ديد ، در خانه را به رويشان بست .
- در را به دست خودم پيش كرده بودم .
- ناگهان در بازشد .
- درها را فراز كنيد كه شيطان در بسته را باز نمىكند .
- سپس در را باز كرد .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 582
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٥٨٢