تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
دوست‌داشتنىتر نيست . به خدا قسم اين مانع من نمىشود كه اگر اين افراد نزد تو گرد آيند ، دستور دهم كه در را به رويشان آتش زنند . چون عمر بيرون رفت آنان نزد فاطمه آمدند ، گفت : مىدانيد كه عمر نزد من آمد و به خدا سوگند خورد كه اگر برگشتيد ، در را به رويتان آتش خواهد زد . به خدا قسم ، به آنچه سوگند خورد ، عمل خواهد كرد . پس با كاميابى پراكنده شويد و خوب بينديشيد . از نزد فاطمه پراكنده شدند و تا بيعت نكردند ، نزدش بازنگشتند . . . » . « 1 » ( 1 ) 61 - بلاذرى از ابن عباس : « ابو بكر ، وقتى على از بيعت با او خوددارى كرد ، عمر بن خطاب را نزد او فرستاد و گفت : او را با خشونت هر چه تمام‌تر نزد من بياور . عمر نزد على آمد ، بينشان سخنانى گذشت . از جمله گفت : شيرى را بدوش كه بخشى از آن تراست . به خدا قسم ، اين شوق وافر تو به امارت او نيست جز اينكه تو را پس از خود برگزيند . . . » . « 2 » ( 2 ) 62 - يعقوبى : « ابو بكر و عمر خبر يافتند كه گروهى از مهاجران و انصار با على بن ابى طالب در خانه فاطمه دختر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فراهم گشته‌اند . پس با گروهى آمدند و به خانه هجوم آوردند و على بيرون آمد و شمشيرى حمايل داشت . پس عمر به او برخورد و با او گلاويز شد و او را بر زمين زد و شمشيرش را شكست و به خانه ريختند . پس فاطمه بيرون آمد و گفت : به خدا قسم يا بيرون رويد يا حجاب از مويم بردارم و نزد خدا ناله و زارى كنم . پس بيرون رفتند و هر كه در
هامش
( 1 ) منتخب كنز العمال ، ج 2 ، ص 1174 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 45 ؛ الشافى فى الامامه ، ج 4 ، ص 110 ؛ المغنى ، ج 20 ، ق 1 ، ص 335 . قرة العين ، ص 78 ؛ الشافى ابن حمزه ، ج 4 ، ص 174 ؛ نهاية الأرب ، ج 19 ، ص 40 ؛ الاستيعاب ، ج 2 ، صص 254 - 255 ؛ الوافى بالوفيات ، ج 17 ، ص 311 ؛ افحام الاعداء و الخصوم ، ص 72 ؛ كنز العمال ، ج 5 ، ص 651 ؛ المصنف ، ج 14 ، ص 567 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، ص 313 . ( 2 ) انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 578 . تلخيص الشافى ، ج 3 ، ص 75 ؛ از او .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 516 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى