تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
على فاصله شد او را بزن ! فاطمه عليها السّلام را پشت لنگهء در قرار داد و در را فشار داد و استخوانهاى پهلوى فاطمه عليها السّلام را شكست ، و طفلى كه در رحم داشت سقط كرد و همواره در بستر بيمارى بود تا از همان بيمارى شهيد شد . ( 1 ) سلمان گفت : وقتى امير المؤمنين عليه السّلام نزد ابو بكر رسيد ، عمر با فرياد اهانت‌آميزى گفت : بيعت كن و از اين سخنان باطل درگذر ! على عليه السّلام فرمود : اگر بيعت نكنم چه خواهيد كرد ؟ گفت : تو را با ذلّت و خوارى مىكشيم ! ! . . . على عليه السّلام فرمود : با كشتن من ، بندهء خدا و برادر رسول خدا را كشته‌ايد . ابو بكر در جواب گفت : بندهء خدا بودن را قبول داريم و اما اينكه خود را برادر رسول خدا خواندى ما قبول نداريم . على عليه السّلام فرمود : آيا انكار مىكنيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرا به برادرى خويش برگزيد ؟ ابو بكر گفت : صحيح است و اين را سه مرتبه تكرار كرد ! سپس على عليه السّلام رو به مردم كرد و فرمود : اى مسلمانان ! اى مهاجرين و انصار شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا شنيديد كه در روز عيد غدير خم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين چنين فرمود و در جنگ تبوك چنين فرمود : ( در اينجا على عليه السّلام آنچه پيامبر در روز عيد غدير دربارهء او نزد عموم مردم به طور علنى فرموده بود ، ذكر كرد ) همه در جواب على عليه السّلام گفتند : بلى ، شنيديم ! ( 2 ) ابو بكر ، از ترس اينكه مبادا على عليه السّلام را يارى كنند و او را كنار بزنند ، جلوتر از مردم گفت : هر چه فرمودى حق است ، با گوشهاى خود شنيده و در قلبهايمان جا داده‌ايم ، ولى بعد از آن از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيديم كه فرمود : ما خانواده‌اى هستيم كه خداوند ما را برگزيده و گرامى داشته و آخرت را براى ما به دنيا ترجيح داده است ، و براى ما اهل بيت ، نبوت و خلافت را جمع نمىكند . ( 3 ) على عليه السّلام فرمود : آيا كسى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با تو بود كه شهادت بدهد ؟ عمر برخاست و با اشاره به ابو بكر ، گفت : خليفهء رسول اللّه راست مىگويد ، من اين كلام را همانطور كه ابو بكر گفت از پيامبر شنيدم . بعد از عمر ، ابو عبيده ، سالم غلام