آنان نزد فاطمه شفاعت كند . على از فاطمه درخواست كرد و او نيز پاسخ مثبت داد . هنگامى كه بر او وارد شدند ، گفتند : دختر رسول خدا ! حالت چگونه است ؟ فاطمه گفت : الحمد للّه خوبم . . . پس به آنان گفت : آيا از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نشنيديد كه فرمود : فاطمه پارهء تن من است . هر كه او را اذيت كند ، مرا اذيت كرده ، و هر كه مرا اذيت كند ، خدا را اذيت كرده است ؟ گفتند : چرا . گفت : به خدا قسم كه شما دو نفر مرا اذيت كرديد . ابو بكر و عمر در حالى از نزد فاطمه بيرون آمدند كه از آنان خشمگين بود » . « 1 »
سند اين روايت صحيح است .
( 1 ) 32 - شيخ طبرسى : از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه آن حضرت فرمود :
« هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام از خانهاش بيرون آورده شد ، فاطمه عليها السّلام به دنبالش بيرون آمد ، هيچ يك زنان بنى هاشم نماندند مگر اينكه با او بيرون آمدند تا اينكه به نزديكى قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد . به آنان گفت : پسر عمويم را رها كنيد و الّا به خدا قسم . . . » « 2 »
اين حديث نيز دلالت دارد كه آنان وارد خانه شدند و على عليه السّلام را به زور و اجبار بيرون آوردند و همهء اين كارها را بر خلاف خواستهء فاطمه عليها السّلام و بدون رعايت حرمتش انجام دادند .
( 2 ) 33 - قاضى عبد الجبار ( متوفاى سال 415 ق ) معاصر شيخ مفيد ( متوفّاى 413 ق ) مىگويد : شيعيان مدّعىاند كه از جعفر بن محمّد عليه السّلام و ديگران روايت شده
هامش
( 1 ) دلائل الامامه ، ص 45 ، ر . ك : بحار الانوار ، ج 43 ، ص 170 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، صص 405 - 411 .
( 2 ) الاحتجاج ، ج 1 ، ص 222 ؛ المسترشد فى امامة على بن ابى طالب عليه السّلام ، ص 67 .