عالم ، خويشتن را در مقابل مصيبتى تلختر و سختتر مىبيند و آن اينكه : كسانى كه خود را از پيروان دين مىدانند و به نبوت پدرش اعتراف دارند و بايد او را تعظيم كنند و گرامى و مقدس بدارند ، ستمگرى و ظلمشان به جايى رسيد كه نزديكترين مردم به او يعنى دخترش را كه عواطف زنانه خود را دارد ، در فشار قرار دادند و او را از اظهار حزن و اندوه در فراق پدرش بازداشتند . چه مىترسيدند كه مبادا زهرا عليها السّلام از ظلمى كه بر او روا داشتهاند ، با صداى بلند سخن گويد .
( 1 )
نهى از نوحهگرى به باطل نه از گريه
ابن اسحاق در شرح جنگ احد مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به هنگام بازگشت به مدينه از خانههايى از انصار گذشت . آواز نوحهگرانى را شنيد كه بر كشتگان خود مىگريستند . اشك از چشمان حضرت روان شد . فرمود : اما حمزه را كسى نيست كه بر او گريه كند . سعد بن معاذ ، و گفته مىشود : اسيد بن حضير ، زنان بنى عبد الاشهل را فرمود تا بروند نخست براى حمزه بگريند و آنگاه براى كشتگان خود گريه كنند .
چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله صداى گريهء آنان را كه بر در مسجد بودند ، شنيد ، آنان را فرمود كه برگردند و هم در آن روز نوحه را حرام كرد .
فردا صبح زنان انصار نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ! به ما رسيده كه شما نوحه را حرام كردهايد . اين چيزى است كه در ماتم اموات خود مىخوانيم و تا حدودى راحت مىشويم . لطفا ما را در اين كار اجازه دهيد .
( 2 ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر انجام داديد ، به صورتهايتان نزنيد و رويتان را نخراشيد و مويه نكنيد ، و گريبان چاك ندهيد . « 1 » مادر سعد بن معاذ گفت : از آن روز
هامش
( 1 ) السيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 254 ؛ تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 444 ؛ از المنتقى . ر . ك : الكامل فى التاريخ ،