عايشه ، عمر و فرزندش عبد اللّه را در حديثى كه بدان تمسك مىكرد ، تكذيب كرد و به او نسبت نسيان داد و گفت :
( 1 ) خداوند عمر را رحمت كند ، به خدا قسم ، رسول خدا نفرمود : خداوند مؤمن را به واسطهء گريهء خانوادهاش در رثاى او ، عذاب مىكند . ليكن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت :
خداوند عذاب كافر را به واسطهء گريهء خانوادهاش در رثاى او بيشتر مىكند عايشه گفت : شما را قرآن بس است كه مىگويد :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى *
. « 1 »
در متن ديگرى عايشه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از كنار قبر يك زن يهودى گذشت كه خانوادهاش بر او گريه مىكردند ، فرمود : اينان براى او گريه مىكنند و او در قبرش عذاب مىشود . « 2 »
ابن عباس نيز وى را تكذيب كرد . امامان اهل بيت عليهم السّلام نيز او را تكذيب كردهاند . . . براى اطلاع بيشتر بايد به منابع مراجعه كنيد . « 3 »
( 2 )
تورات و منع گريه بر مرده
به نظر مىرسد كه ممنوعيت گريه بر مرده از اهل كتاب گرفته شده باشد . عمر ، در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تلاش مىكرد تا از گريه بر مردگان جلوگيرى كند و جز در ظاهر امر ، به نهى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله توجه نكرد . هنگامى كه آن حضرت از دنيا رفت و
هامش
( 1 ) ر . ك : صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 146 ( چ 1039 ) ؛ مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 381 ؛ اختلاف الحديث ، در پاورقى الام ، ج 7 ، ص 266 ؛ جامع بيان العلم ، ج 2 ، ص 105 ؛ منحة المعبود ، ج 1 ، ص 158 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 346 ؛ مختصر مزنى ، در پاورقى الام ، ج 1 ، ص 187 ؛ الغدير ، ج 6 ، ص 163 ؛ از منابع قبل و از صحيح مسلم ، ج 1 ، صص 342 - 344 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 41 ؛ سنن نسائى ، ج 4 ، صص 17 - 18 ؛ سنن بيهقى ، ج 4 ، صص 72 - 73 ؛ سنن ابى داوود ، ج 2 ، ص 59 ؛ موطأ مالك ، ج 1 ، ص 96 .
( 2 ) صحيح بخارى ج 1 ، ص 147 .
( 3 ) ر . ك : الغدير ، دلائل الصدق ، النص و الاجتهاد ، و غير ذلك .