تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
( 1 )

3 - سماع روايت « زدن فاطمه » مايهء بىاعتبارى ؟ !

دربارهء احمد بن محمد بن سرّى بن ابى دارم محدّث گفته‌اند : « او در تمام زندگىاش در راه راست گام بر مىداشت اما در آخر عمر ، بيشتر رواياتى كه در حضورش خوانده مىشد ، دربارهء مثالب ( معايب ) بود . روزى مردى برايش خواند : عمر لگدى به فاطمه عليها السّلام زد . فاطمه در اثر آن محسن را سقط كرد » . « 1 » بنابراين قرائت اين قضيه و عرضه اين روايت نزد او ، وى را از راه راست كه در همهء زندگى ملازم آن بود بيرون كرد و همين موجب طعن و جرح و در نتيجه سقوط وى از درجه اعتبار شد . ( 2 )

4 - طعن نظّام

آنان روايت ماجراى فاطمه عليها السّلام را از مهمترين طعنهاى وارد بر نظّام مىدانند كه يكى از بزرگترين شيوخ معتزله است . شهرستانى دربارهء او مىگويد : « او بر دروغ خود افزوده مىگويد : عمر در روز بيعت ابو بكر ، چنان به شكم فاطمه زد كه بچه‌اش را سقط كرد . او فرياد مىكشيد : خانه‌اش را با ساكنانش آتش زنيد و كسى جز على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام در خانه نبود » . « 2 » بغدادى گفتهء نظّام دربارهء عمر را يكى از ضلالتهاى او مىداند . نظام گفته كه : « عمر فاطمه را زد و ميراث عترت را از او منع كرد » .
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 139 ، لسان الميزان ، ج 1 ، ص 268 ، شمارهء 824 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 15 ، ص 57 - 58 . ( 2 ) الملل و النحل ، ج 1 ، ص 57 .