تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
اين عبارت « مىخواستند . . . آتش زنند » نيز مىرساند كه آنان از اين جهت تلاش كردند و مثلا هيزم آوردند . خصوصا جمله‌اى كه حضرت دربارهء ابو بكر فرمود كه « از اقدام جلوگيرى و به آن اعتراض نكرد » . يعنى : آنان را از اقدام براى آتش زدن خانه بازنداشت . بنابراين مسأله فقط تهديد زبانى نبوده است . مؤيد اين مطلب واژهء « ارادوا : مىخواستند » است و الّا مىفرمود : « هددوا : تهديد كردند » . ( 1 ) اين روايت همچنين تصريح دارد خانه‌اى كه مورد هجوم قرار دادند ، در داخل مسجد و در مقابل منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار داشت . جايى كه ابو بكر پس از بازگشت از سقيفه بالاى آن نشسته بود و يارانش مردم را براى بيعت با او مجبور مىكردند . پس در مقابل چشمان او ماجراى خانهء فاطمه عليها السّلام اتّفاق افتاد و او نه آنان را از اين اقدام وقيحانه بازداشت و نه به كارشان اعتراض كرد . واضح است كه قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خانهء فاطمه عليها السّلام بود نه در خانهء عايشه - چنان كه در جاى خود تحقيق كرده‌ايم « 1 » - آنان نه حرمت قبر آن حضرت را مراعات كردند ، نه حرمت مسجد ، نه حرمت خانه زهرا ، و نه حرمت شخص زهرا عليها السّلام را . ( 2 ) د : مفيد رحمه اللّه در كتاب الجمل مىگويد : « هنگامى كه عده‌اى از بنى هاشم و ديگران در گريز از ابو بكر و اظهار مخالفت با او در خانهء فاطمه عليها السّلام جمع شدند ، عمر بن خطاب ، قنفذ را فرستاد و گفت : آنان را از خانه بيرون كن . اگر بيرون نرفتند ، هيزمها را در كنار در جمع كن و به آنان اعلام نما كه اگر براى بيعت بيرون نيايند ، خانه را بر رويشان آتش خواهم زد . سپس خودش با گروهى از جمله مغيرة بن شعبه ثقفى ، و سالم غلام ابو حذيفه ، به راه افتادند تا به در خانهء على عليه السّلام رسيدند . عمر ندا داد : فاطمه دختر رسول خدا ! كسانى را كه به خانه‌ات پناهنده شده‌اند بيرون كن تا بيعت كنند و در
هامش
( 1 ) ر . ك : دراسات و بحوث فى التاريخ و الاسلام ، ج 1 ، ص 169 .