تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
به وسيله يك ناشناس ترور شد ؟ ! ! در بخش متون ، رواياتى را كه شيخ مفيد رحمه اللّه آورده در جاى خود خواهيم آورد . ( 1 ) ج : مفيد ، تلاش دار و دسته حكومت براى به آتش كشيدن خانه زهرا عليها السّلام را در كتاب امالى ، از جعابى ، از عباس بن مغيره ، از احمد بن منصور رمادى ، از سعيد بن عفير ، از ابن لهيعه ، از خالد بن يزيد ، از ابو هلال ، از مروان بن عثمان روايت كرده كه گفت : « هنگامى كه مردم با ابو بكر بيعت كردند ، على عليه السّلام و زبير و مقداد وارد خانه فاطمه عليها السّلام شدند و از بيرون آمدن خوددارى كردند . عمر بن خطاب گفت : خانه را بر رويشان به آتش زنيد . زبير شمشير به دست بيرون آمد . . . على عليه السّلام به سوى عاليه بيرون رفت . ثابت بن قيس بن شماس در راه به او رسيد ، گفت : تو را چه شده يا ابا الحسن ؟ ! فرمود : مىخواستند خانه‌ام را به رويم آتش زنند و ابو بكر بالاى منبر بود و مردم با او بيعت مىكردند ولى از اين اقدام جلوگيرى و به آن اعتراض نكرد . . . » ثابت گفت : دست از تو بر نمىدارم تا در راه تو كشته شوم . با هم به راه افتادند و به مدينه برگشتند . فاطمه عليها السّلام را ديدند كه در كنار در خانه‌اش ايستاده هيچ يك از آنان در خانه‌اش نبود و مىگفت : « هرگز مردمى بدتر از شما نديدم ، جنازهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در برابرمان رها كرديد و كارتان را تمام نموديد و ما را اميرتان نكرديد ، با ما كرديد آنچه كرديد و برايمان حقى قائل نشديد . . . » « 1 » ( 2 ) اين حديث به تلاش آنان براى وارد شدن به خانه زهرا عليها السّلام و تعدّى به اهل آن ، تصريح دارد . چه حضرت عليه السّلام فرمود : « ابو بكر بالاى منبر بود ، و مردم با او بيعت مىكردند ولى از اين اقدام جلوگيرى و به آن اعتراض نكرد . . . » بايد هجومى در كار باشد تا نياز به جلوگيرى داشته باشد و تعدّىاى كه نياز به اعتراض .
هامش
( 1 ) امالى ، صص 59 - 60 .