بر يثرب و گروههاى آن بتازيد كه آن چه گرد آوردهاند ، تاراج شما باشد ؛ اگر جنگ بدر به سود آنان پايان گرفت ، جنگهاى پس از آن مايه سربلندى شما خواهد بود سوگند خوردم كه با زنان آميزش نكنم و سر و تن خويش نشويم تا قبيلههاى اوس و خزرج را نابود كنيد . زيرا آتش در دل زبانه مىكشد .
ابو سفيان با دويست سوار قريش بيرون آمد تا به سوگند خود عمل و براى مردم ثابت كند كه قريش هنوز قادر به اقدام است و نيز قلب شكست خوردههاى بدر را تقويت نمايد . او در دوازده ميلى مدينه فرود آمد و با يكى از مردان بنى نضير در مدينه ارتباط برقرار كرد . سپس ياران خود را به يكى از مناطق اطراف مدينه فرستاد . آنان چند نخلستان را به آتش كشيدند و دو نفر را دستگير و به قتل رساندند . اين دو نفر ، معبد بن عمرو انصارى و هم پيمان او بودند . نيروهاى قريش به سرعت به سمت مكّه بازگشتند . وقتى گزارش قتل و غارت ابو سفيان به رسول خدا ( ص ) رسيد ، آن حضرت پنج روز مانده از ذى حجه در پى او از مدينه بيرون آمد . ابو سفيان و يارانش براى اين كه سبكبار شوند ، كيسههاى سويق را انداخته و گريختند . مسلمانان پس از پنج روز بى آن كه به ابو سفيان برسند ، به مدينه بازگشتند . « 1 » به گفته سيد هاشم معروف الحسنى ابو سفيان كه گمان مىكرد اين يورش ، مرتبه او را بالا برده و بخشى از موقعيت از دست رفته قريش را بازخواهدگرداند ؛ فرارش باعث ننگ و خوارى او شد . « 2 »
3 . غزوهء ذى امر
در آغاز سال سوم هجرت يا دوازدهم ربيع الاوّل همين سال غزوه ذى امرّ به
هامش
( 1 ) . بنگريد : تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 175 - 177 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 410 - 411 ؛ سيره حلبى ، 2 / 211 .
( 2 ) . سيرة المصطفى ، 382 .