تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
گفت : دهانهء خندق در اينجا تنگ است و مىترسيم كه اسب‌هاى آنان از اينجا بپرند . مردم در كندن اين قسمت عجله كرده بودند . در آن شب با شتاب آنجا را دوباره كنده و بر عرض آن افزودند تا به صورت خندق در آمد و از اين بابت آسوده خاطر شدند . « 1 » چگونه سلمان به ترميم اين رخنه تنگ خندق مىپردازد و در عرض همان شب كار را به پايان مىرساند ، امّا رسول خدا ( ص ) چنين اقدام مشابهى در مورد موضع مورد نظر عايشه انجام نمىدهد ؟ ب . چرا پيامبر ( ص ) آرزو مىكرد تا مردى نيكوكار آن شب از آن رخنه پاسدارى كند ؟ مگر فرمانده كل سپاه نبود ؟ آيا نمىتوانست گروهى را به نگهبانى و حراست از آن موضع بگمارد ؟ در حالى كه مىدانيم همهء مردم تحت فرمان حضرت و چشم به اشاره او بودند . ج . هنگامى كه حضرت برمىگشت تا عايشه او را در كنار خود گرم كند ( ! ! ) ، چه كسى از رخنه محافظت مىكرد ، اگر در اين هنگام دشمن از همين نقطه به داخل جبهه مسلمانان نفوذ مىكرد ؟ آيا مطابق اين روايت ، رسول خدا ( ص ) مسئول اين اهمال نبود ؟ دربارهء گرم كردن پيغمبر ( ص ) در دامن عايشه و نيز نفس زدن بلند حضرت چيزى نمىگوييم .

4 . زنان پيغمبر ( ص ) در جنگ خندق

برخى مىگويند : براى پيامبر ( ص ) خيمه‌اى چرمى در كنار مسجدى كه بيخ كوه - كوه احزاب - بود ، برپا كردند . پيامبر ( ص ) ميان زنان خود ، نوبت قرار داده بود .
هامش
( 1 ) . بنگريد : المغازى ، 2 / 465 ؛ امتاع الاسماع ، 1 / 220 .