تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
تعريض به فردى چون عثمان باشد كه به أبو بكر گفت : وقتى پيغمبر ( ص ) دخترش رقيه را به همسرى او در آورد ، مسلمان خواهد شد . رقيه فوق العاده زيبا بود . علاوه بر اين تعريض به كسانى است كه مال و منالى داشتند و گمان مىكردند كه رسول خدا ( ص ) دخترش را به همين خاطر به آنان خواهد داد ، امّا جز سرافكندگى و شرمندگى چيزى برايشان به همراه نداشت . سپس به معيار شرف و فضيلت اشاره و فرمود : من نخستين مسلمان هستم . از همين روى ، پيغمبر ( ص ) دخترش را به فرمان خداوند به او داد .

ج . نظر فاطمه ( س )

در كتب مكتب خلافت رواياتى هست كه نشان مىدهد فاطمه ( س ) به اين ازدواج رضايت قلبى نداشته ، چون خواست خداوند و نظر پدرش بوده ، به آن تن داده است . از جمله حلبى روايتى نقل مىكند كه وقتى رسول خدا ( ص ) در اين باره نظر فاطمه ( س ) را جويا شد ، فاطمه گريست ، سپس گفت : پدر ؛ گويا مرا براى فقيرترين مرد قريش ذخيره كرده‌اى ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود : سوگند به او كه مرا به حق به رسالت فرستاد ، درباره تو اصلا سخن نگفتم تا اذن خداوند از آسمان فرود آمد . فاطمه ( س ) گفت : به آنچه خداوند و رسول او رضايت دارند ، من هم راضى شدم . « 1 » ما نمىتوانيم چنين رواياتى را تصديق كنيم ، زيرا أ . روايت حلبى بر سوء ظن فاطمه ( س ) به پدرش دلالت دارد . در حالى كه او برتر ، پرهيزگارتر و نيكوكردارتر از آن است كه چنين گمانى در حقّ پدر برد . فاطمه ( س ) كسى است كه اگر على ( ع ) آفريده نمىشد ، در روى زمين براى
هامش
( 1 ) . سيره حلبى ، 2 / 206 ؛ كشف الغمّه ، 1 / 267 ؛ كنز العمّال ، 15 / 95 ؛ مستدرك حاكم ، 3 / 129 ؛ مجمع الزوائد ، 9 / 112 ؛ نزهة المجالس ، 2 / 226 ؛ تاريخ بغداد ، 4 / 195 ؛ المصنّف ، 2 / 104 .