رسول خدا ( ص ) از حال فاطمه ( س ) پرسيد . فاطمه ( س ) گفت : اندوهم زياد و قصّهام شديد است . زنان به من گفتند : پدرت تو را به همسرى فقيرى داد كه مالى ندارد . پيامبر ( ص ) فرمود : آيا خشنود نيستى كه تو را به همسرى نخستين و قديمىترين مسلمان امّت خود درآوردم كه علمش از همه فزونتر ، و بردبارىاش از همگان بيشتر است ؟ فاطمه ( س ) گفت :
آرى ، خشنود شدم ، يا رسول اللّه .
در روايت ديگرى كه هم او آورده ، اين جمله افزون است : تو را بدون فرمان آسمانى به ازدواج او درنياوردم . مگر نمىدانى كه او در دنيا و آخرت برادر من است ؟ « 1 »
دلايلى داريم كه مىرساند سرزنش زنان قريش سالها پس از ازدواج فاطمه ( س ) بود . اين برتر به نظر مىرسد ، زيرا پس از نبردهاى بدر ، احد و خيبر ، زنان حسود قريش زياد شدند . در روايت خوارزمى است كه
فاطمه ( س ) در حالى كه حسنين ( ع ) را بر دوش خود داشت و چنان به شدّت گريه مىكرد كه از نفس افتاده بود ، نزد پدرش آمد . پيغمبر ( ص ) پرسيد : فاطمه ، چرا گريه مىكنى ، خدا چشمانت را گريان نسازد ؟ گفت :
يا رسول اللّه ، چرا گريه نكنم ، در حالى كه زنان قريش مرا سرزنش كردند و گفتند : پدرت ترا به همسرى بينوايى درآورد كه مالى ندارد .
پيغمبر ( ص ) فرمود : فاطمه ، گريه مكن . به خدا قسم كه من تو را شوهر ندادم ، بلكه خداوند تو را شوهر داد . « 2 »
آرى ، وقتى سبب شناخته شود ، شگفتى از بين برود . مردم قريش و از جمله زنانشان ، غالبا از هنگام ظهور اسلام و بلكه پيش از اسلام دشمنان على ( ع ) و خاندان او بودند . زمينهء دشمنى آنان در ميان بنى هاشم فراهم بود . خاندان هاشم ، عموما از نظر اجتماعى متعهد و ملتزم و صاحب شخصيت و داراى فضايل و
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 13 / 226 - 227 .
( 2 ) . مناقب خوارزمى ، 205 ؛ 256 .