2 . كسانى در ميان مسلمانان بودند كه به يهوديان با نظر جلال و بزرگى مىنگريستند و در دل تا حدودى به آنان اعتماد و احترام مىگزاردند . اين بدان معنى بود كه فعاليتهاى منافقان و در رأس آنان عبد اللّه بن ابى مجال گستردهاى پيدا مىكرد و آثار منفى در همگرايى و يكپارچگى صفوف مسلمانان براى مقابله با آنان برجاى مىگذاشت .
از سوى ديگر حضور شمارى از فرزندان مسلمانان در ميان بنى نضير ، اتخاذ موضع كوبنده بر ضد اين قوم يهودى را نزد برخى از پدران مسلمان و گروهى از منسوبان و اقوام آنان با مشكل جدّى روبهرو مىكرد .
از اين رو ، فراهم نمودن جوّ حماسى مردمى اين حالت ترديد در ميان هر دو گروه فوقالذكر را از بين مىبرد و آنان را از فضاى تأثيرپذيرى از احساسات و عواطف ، و ترس و وحشت از مسائل غير واقعى جدا مىكرد و به آنان احساس قدرت و برترى مىبخشيد تا از طريق عوامل داخلى و خارجى بر عوامل ضعف روانى چيره شوند و دريابند كه مىتوانند در مقابل دشمنان پايدارى و مقاومت نمايند . همچنان كه آنان را در مقابل عوامل عاطفى و روانى ، و توهمات و تقدّسات غير واقعى مصونيت مىبخشيد .
بدين ترتيب اين عامل مساعد براى تقويت احساس مسئوليت واقعى و قادر بر مواجههء كوبندهء مبتنى بر درايت و حكمت مىتوانست از تأثير يهوديان و منافقان در تصميم مسلمانان براى مقابله به ميزان قابل ملاحظهاى بكاهد و به آنان اجازه ندهد كه با استفاده از عواطف و عوامل نامعقول و غير منطقى ديگر از جمله توهم و تخيّل به تضعيف روحيه مسلمانان و مواضع آنان بپردازند .
3 . قرآن كريم و پيامبر امى ( ص ) و نيز تاريخ طولانى سرشار از حوادث ، سيمايى تقريبا روشن از وضعيت پست اخلاقى و خواستههاى غير منطقى و نامشروع يهود كه آنان را با تعاليم باطل و بيهوده خود تقويت مىكنند و از راه اتخاذ سياستهاى خبيث تلاش مىكنند آن را در زمينههاى تبليغات ، سياست ، اقتصاد و ديگر فعاليتهاى اجتماعى تحقق بخشند ؛ به مسلمانان تقديم كردهاند .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٣٨٤