تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
آنان را به دين تو دعوت كنند ، اميدوار بودم كه اجابت مىكردند . رسول خدا ( ص ) گفت : از مردم نجد بر ايشان مىترسم . ابو براء گفت : در پناه من هستند . آنان را بفرست تا مردم را به آيين تو دعوت كنند . رسول خدا ( ص ) منذر بن عمرو برادر بنى ساعده معروف به منعق : شتابنده به سوى مرگ ، را همراه چهل مرد از نيكان اصحاب خود ، از جمله : حارث بن صمد ، حرام بن ملحان برادر بنى عدى بن نجّار ، عروة بن اسماء بن صلت سلمى ، نافع بن بديل بن و رقاء خزاعى و عامر بن فهيره ، مولاى ابو بكر فرستاد . « 1 » ابن حميد از سلمه از محمّد بن اسحاق از حميد طويل از انس بن مالك براى ما حديث كرد كه رسول خدا ( ص ) منذر بن عمرو را همراه هفتاد سوار فرستاد . آنان رهسپار شدند تا در بئر معونه ، جايى ميان سرزمين بنى عامر و حرّه بنى سليم كه قدرى به دومى نزديك بود ، فرود آمدند و حرام بن ملحان را با نامه رسول خدا ( ص ) به نزد عامر بن طفيل فرستادند . او نامه را نخواند و حرام را به ستم كشت . آنگاه از بنى عامر براى كشتن همراهان وى كمك خواست و چون از اجابت وى امتناع كردند و گفتند : پيمان ابو براء را نشكنيم كه او ايشان را پناه داده است ، از قبائلى از بنى سليم يعنى : عصيّه ، رعل و ذكوان را به فرياد خواند و آنان پذيرفتند و بىدريغ بر مسلمانان حمله بردند و آنان را محاصره كردند . اصحاب سريه چون مهاجمان را ديدند ، شمشير كشيدند و با آنان جنگيدند تا همه كشته شدند ، مگر كعب بن زيد برادر بنى دينار بن نجّار ، كه او را در حالى كه مختصر رمقى داشت ، در ميان كشته‌ها رها كردند . او جان به در برد و در غزوهء خندق كشته شد . عمرو بن اميه ضمرى و مردى از انصار كه ابن هشام از وى به منذر بن محمّد بن عقبه ياد كرده است ، شترها را به چرا برده بودند و از پرواز مرغان بر فراز اردوگاه خويش دانستند كه چه به روز يارانشان آمده است و چون
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، 3 / 174 .