است كه حضرت او را بزرگ كرده است .
وقتى روايت عبد الرزّاق را مىشنويم كه مىگويد : يكى از دختران پيغمبر ( ص ) از شوهرش به رسول خدا ( ص ) شكايت برد . حضرت او را فرمود كه به خانهاش بازگردد ؛ « 1 » بايد همهء انگشتان به سوى عثمان نشانه رود ، زيرا على ( ع ) سوگند خورد كه تا فاطمه ( س ) زنده بود ، نه او را به خشم آورد و نه بر چيزى كه خوش نداشت ، وادار كرد . چنان كه فاطمه ( س ) هم در قبال شوهرش على ( ع ) چنين بود .
بنابراين همهء قرائن بر صحت روايت كافى دلالت داشته مضمون آن را تقويت مىكند . اين مطلب ما را مطمئن مىسازد كه امّ كلثوم ( س ) پس از واقعهء احد و دقيقا در قضيهء معاوية بن مغيره كه بينى حمزه را بريده بود ؛ از دنيا رفت .
همچنان كه دلالت دارد كه چند روزى بيش با عثمان زندگى نكرد .
از سوى ديگر صحت روايت قرب الاسناد از امام صادق ( ع ) را بعيد نمىدانيم كه حضرت فرمود : عثمان با امّ كلثوم همبستر نشد . « 2 »
اين نيز قرينه است كه امّ كلثوم مدت درازى زندگى نكرد . چنان كه اين مطلب را نيز قريب به قبول مىسازد كه وى پس از احد از دنيا رفته است و چه بسا عثمان فقط براى چند روزى با او ازدواج كرد .
اين كه مىگويند : اسماء بنت عميس ، او را غسل داد ، اشتباه است ، زيرا اسماء در سال هفتم هجرت ، به هنگام فتح خيبر همراه شوهرش جعفر از حبشه بازگشت . شايد اسماء بنت يزيد انصارى بوده ، امّا راوى به اشتباه بنت عميس را به خاطر شهرتش و ناخودآگاه افزوده است .
هامش
( 1 ) . المصنّف ، 11 / 300 .
( 2 ) . رجال مامقانى ، 3 / 73 - 74 ؛ قاموس الرجال ، 10 / 406 - 407 .