ديگرى هم داشته باشد .
7 . شيرخوارى حسين ( ع ) از ام الفضل
ام الفضل دختر حارث گفت : در خواب ديدم كه يكى از اعضاء خانوادهء پيغمبر ( ص ) در خانهء من است . خواب خودم را براى رسول خدا ( ص ) تعريف كردم . فرمود : خير است . فاطمه پسرى به دنيا مىآورد و تو او را از شير قثم ، شير مىدهى . فاطمه پسرى به دنيا آورد . پيامبر ( ص ) او را حسين نام نهاد و به ام الفضل سپرد و او ، حسين را از شير فرزندش قثم ، شير داد . « 1 » در متن ديگرى همين عبارت بدون شير دادن از شير قثم آمده است . « 2 »
در نقد اين داستان مىگوييم :
1 . در آن روزگار ، هنوز عبّاس به مدينه نيامده بود . طبعا همسرش هم با او در مكّه زندگى مىكرد .
2 . برخى منكر صحابى بودن قثم هستند .
3 . احتمال مىدهيم كه روايت ام الفضل همان روايت باشد كه در ولادت امام حسن ( ع ) آورديم ، ولى به سبب نبود نقطه در كلمات و نزديكى دو واژه به هم ، راويان واژههاى حسن و حسين را به جاى هم به كار بردهاند .
4 . در برخى روايات آمده ، حسين ( ع ) نه از مادرش شير خورد و نه از زن ديگرى . او را نزد رسول خدا ( ص ) مىآوردند . حضرت انگشت ابهام خود را در دهان حسين ( ع ) مىگذاشت و آن قدر مىمكيد كه دو تا سه روز سير بود .
هامش
( 1 ) . بنگريد : تهذيب تاريخ دمشق ، 4 / 316 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 418 - 419 ؛ تذكرة الخواص ، 232 ؛ ينابيع الموده ، 221 ، 318 ؛ سنن ابن ماجه ، 2 / 1293 ؛ كفاية الطالب ، 419 ؛ ذخائر العقبى ، 121 ؛ مستدرك حاكم ، 3 / 180 ؛ مسند احمد ، 6 / 339 ؛ الاصابه ، 4 / 484 ؛ عمدة الطالب ، 191 .
( 2 ) . مستدرك حاكم ، 3 / 176 ؛ كشف الغمّه ، 2 / 219 ؛ اعلام الورى ، 218 ؛ الفصول المهمه ، 158 .