بود . « 1 »
بعضى كوشيدهاند كه بگويند : منظور كسانى كه مىگويند : سلمان در جنگ بدر حضور داشت ، اين است كه او در حال بردگى در بدر حاضر شد و منظور كسانى كه مىگويند : سلمان جنگ خندق و جنگهاى پس از آن را درك كرد ، ولى در بدر حضور نداشت ، اين است كه او در حال آزادى و حريّت ، در بدر حضور نيافت . « 2 »
در پاسخ اينان مىگوييم : اين جمع ، جمعى است تبرّعى كه نه اين گروه بدان رضايت مىدهد و نه آن گروه ، زيرا مدار نفى و اثبات ، اصل حضور و شهود است نه حريّت و رقيّت . از اين رو در بعضى از عبارات منقول مىبينيم كه چنين تعبير شده است : « پس از غزوهء خندق ، هيچ جنگى از سلمان فوت نشد » . اين مطلب تقريبا در اين كه بعضى از جنگهاى پيش از خندق از سلمان فوت شده ، تصريح دارد .
ب . خطيب مىگويد : تاريخ هجرى در زمان رسول خدا ( ص ) مرسوم نبود و عمر بن خطّاب اوّلين كسى است كه بر اساس هجرت تاريخ نگارى كرد .
اين گفتهء وى نيز مورد قبول نيست . ما ، در همين كتاب اثبات كردهايم كه تنها رسول خدا ( ص ) بنيانگذار تاريخ هجرى است و بيش از چندين بار به تاريخ هجرى ، نامههايش را تاريخ زده است . همين پيماننامه هم مىتواند دليل ديگرى بر آن باشد .
امّا در مورد بيانات علّامه احمدى به چند مطلب اشاره مىكنيم ؛
1 . اين كه مىفرمايد : خطيب بغدادى ، ابن عساكر و صاحب نفس الرحمن
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 12 / ص 215 ؛ بنگريد : 18 / 35 ؛ ذكر اخبار اصبهان ، 1 / 48 ؛ الاستيعاب ، 2 / 58 ؛ قاموس الرجال ، 4 / 424 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 3 / 614 .
( 2 ) . بنگريد : نفس الرحمن ، فى فضائل سلمان ، 20 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 566 .