همچنين وى گفته است كه در جنگ بدر و احد اجازه حضور نداشتم ، امّا در واقعهء خندق اجازهء شركت يافتم . « 1 » زيد در سال چهل و هشتم هجرى ، در سن پنجاه و نه سالگى بدرود حيات گفت . « 2 »
واقدى مىگويد : زيد در سال چهل و پنجم هجرى در سنّ پنجاه و شش سالگى ، فوت كرد . « 3 » اين سخن واقدى نيز مؤيد گفتهء ماست كه جنگ خندق در سال چهارم هجرى به وقوع پيوست .
ب . نووى ، ابن خلدون و شايد بتوان از سخنان بخارى نيز استنباط كرد كه بر اين مطلب استدلال كردهاند كه بنابر اجماع مورّخان ، جنگ احد در سال سوم هجرى بود و رسول خدا ( ص ) به پسر عمر اجازه شركت نداد . چه او در آن وقت چهارده سال سن داشت ، امّا در جنگ خندق به او اجازه داد ، زيرا به سن پانزده سالگى رسيده بود . « 4 » پس جنگ خندق يك سال پس از جنگ احد و در سال چهارم هجرى به وقوع پيوسته است . « 5 »
بخارى از موسى بن عقبه نقل كرده كه نبرد خندق در سال چهارم هجرى به وقوع پيوست . « 6 »
بعضى تلاش كردهاند تا با طرح احتمالات بعيد بدان پاسخ دهند . ما ، در
هامش
( 1 ) . الاصابه ، 1 / 561 .
( 2 ) . مجمع الزوائد ، 9 / 345 ؛ تهذيب الكمال ، 10 / 31 .
( 3 ) . صفوة الصفوة ، 1 / 705 - 704 .
( 4 ) . سنن ابن ماجه ، 2 / 850 ؛ مسند احمد ، 2 / 17 ؛ صحيح بخارى ، و 2 / 69 ، 3 / 20 ؛ صحيح مسلم ، 6 / 30 ؛ المصنّف ، 5 / 311 - 310 ؛ الطبقات الكبرى ، 4 / 105 ؛ انساب الاشراف ، 1 / 344 - 343 ؛ با اضافه داشتن كلمه ( و اشف منها ) ، المواهب اللدنيه ، 1 / 110 .
( 5 ) . فتح البارى ، 7 / 302 ؛ شرح صحيح مسلم ، 8 / 64 ؛ العبر 2 / 2 / 29 و 33 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 480 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 110 .
( 6 ) . صحيح بخارى ، 3 / 20 .