مثال « 2 »
حال اگر بجاى « 12 » عدد « 13 » بود ربع آن مساوى با 4 / 1 3 است پس اوّل « 3 » را به « 100 » بسط مىدهيم آنگاه ربع « 100 » كه « 25 » باشد به « 300 » اضافه مىكنيم حاصل كه 325 باشد حاصل ضرب دو عدد است .
مثال « 3 »
حال اگر بجاى « 25 » در « 12 » عدد « 26 » در « 12 » داشتيم ابتداء « 26 » را با « 100 » مىسنجيم حاصل « 26 / 22 3 » شد پس به همين نسبت عدد « 12 » را كوچك مىكنيم آنگاه حاصلش را در « 100 » ضرب مىنمائيم عدد حاصل نتيجه ضرب « 26 » در « 12 » مىباشد .
متن : قاعدة :
قد يسهّل الضّرب بان تضعّف احد المضروبين مرّة فصاعدا و تنصّف الآخر بعدّة ذلك و تضرب ما صار إليه احدهما فيما صار إليه الآخر .
ترجمه :
قاعده ديگر در تسهيل ضرب
بسا مىتوان عمل ضرب را تسهيل كرد و آن به اين نحو است كه يكى از دو عدد مضروب را بيكمرتبه يا بيشتر مضاعف مىكنيم و سپس عدد ديگر را بتعدادى كه عدد اوّل را مضاعف نموديم تنصيف مىكنيم و سپس حاصل اوّل را در حاصل ديگر ضرب كرده حاصلضرب عدد مطلوب ما است .
شرح گاهى براى تسهيل و آسان نمودن ضرب از اين قاعده استفاده مىشود كه