تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
يكى از دو عدد مضروب و مضروب فيه را در نظر گرفته سپس آن را با اوّل مرتبه فوقش مىسنجيم بعد نسبت بين آن دو را بدست آورده آنگاه به همين نسبت عدد ديگرى را كوچك مىكنيم . پس از آن اين حاصل را در همان عددى كه ابتداء عدد ديگر را با آن سنجيديم ضرب مىكنيم و حاصل ضرب مطلوب مىباشد . البتّه اين كيفيّت در صورتى است كه عدد كسر نداشته باشد و الّا براى كسر نيز به همان نسبت اخذ مىنمائيم . متن : مثالها : خمسة و عشرون في إثنا عشر : ينسب الاوّل إلى المأة بالرّبع فتأخذ ربع الإثنا عشر و تبسط مآت او في ثلثة عشر فربعها ثلاثة و ربع فالجواب ثلثمأة و خمسة و عشرون . ترجمه : مثال مثلا اگر خواستى « 25 » را در « 12 » ضرب كنى ، عدد اوّل يعنى « 25 » را به « 100 » نسبت بده ملاحظه مىكنى كه نسبت ربع است پس ربع « 12 » را اخذ كن و آن را به مآت بسط بده حاصلضرب عدد مطلوب است . و اگر « 25 » را در « 13 » ضرب نمودى ، ربع « 13 » يعنى سه عدد صحيح و يك چهارم را به مآت بسط بده جواب سيصد و بيست و پنج مىگردد كه عدد مطلوب است . شرح : مثال « 1 » مثلا در ضرب « 25 » در « 12 » ابتداء « 25 » را با اوّل مرتبه بعدش كه « 100 » باشد مىسنجيم نسبت بين ايندو ربع است يعنى عدد « 25 » يك ربع عدد « 100 » مىباشد پس يك ربع « 12 » را به دست آورده عدد « 3 » مىشود و سپس آن را در « 100 » ضرب مىكنيم حاصل كه عدد « 300 » باشد حاصل ضرب « 25 » در « 12 » است .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 60 | الشيخ البهائي العاملي / سيد محمد جواد ذهنى تهرانى