ابتداء طولانىترين اضلاع مثلّث را در نظر گرفته آن را قاعده فرض مىكنيم بعد آن دو ضلع كوچكتر را با هم جمع مىكنيم و حاصل جمع را در مقدار تفاوت ايندو ضرب مىكنيم و سپس حاصل ضرب را بر قاعده تقسيم مىكنيم و آنگاه خارج قسمت را از تمام مقدار قاعده كم كرده و باقيمانده را نصف مىكنيم نقطه در وسط است و بواسطه آن باقى نصف مىشود محلّ اخراج عمود است از طرف ضلع كوچكتر لذا خطّى را از آن نقطه به طرف زاويه مقابلش عمود مىكنيم بعد مقدار اين عمود را بدست آورده در نصف قاعده ضرب كرده حاصل ضرب مساحت مىباشد .
البتّه اين طريق در مثلّث مختلف الاضلاع است و امّا در متساوى الاضلاع يا متساوى السّاقين محلّ اخراج عمود نقطه منتصف قاعده مىباشد .
ناگفته نماند كه براى بدست آوردن مساحت مثلّث طريق ديگرى هست كه فقط در مثلث متساوى الاضلاع جاريست به اين شرح يكى از اضلاع را مربّع نموده يعنى اوّل در خودش ضرب مىكنيم و حاصل ضرب را بر چهار تقسيم كرده بعد ربع را در خودش ضرب نموده سپس حاصل ضرب را در عدد سه ضرب مىكنيم و جذر حاصل مساحت مثلّث مىباشد .
مثلا در مثلّث متساوى الاضلاعى اگر هركدام از اضلاعش هشت ذراع باشد ابتداء آن را مربّع نموده شصت و چهار مىشود بعد ربع آن را كه شانزده باشد در خودش ضرب نموده سپس حاصل را كه دويست و پنجاه و شش باشد در عدد سه ضرب مىنمائيم حاصل هفتصد و شصت و هشت مىگردد و جذر اين عدد يعنى بيست و هفت عدد صحيح و سى و نه پنجاه پنجم مساحت اين مثلّث است .
قوله : بجعل الاطول : يعنى بجعل اطول الاضلاع .
قوله : و ضرب مجموع الاقصرين : يعنى مجموع دو ضلع كوچكتر .
قوله : فى تفاضلهما : يعنى تفاضل اقصرين .
قوله : و قسمة الحاصل عليها : ضمير در « عليها » به قاعده راجع است .
قوله : و نقص الخارج منها : ضمير در « منها » به قاعده عود مىكند .
قوله : فاقم منه : ضمير در « منه » به موقع العمود راجع است .
قوله : فاضربه فى نصف القاعدة : ضمير در « فاضربه » به عمود راجع است .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٦٨