مىشود .
3 - مساحت مثلّث حادّ الزّوايا : براى تحصيل مساحت اين مثلّث بايد خطّيكه از هركدام از زوايا بر وتر مقابلش عمود شده است در نصف آن ضرب كنيم .
پس اگر وتر چهار و عمود دو ذراع باشد مساحتش چهار ذراع مىگردد .
قوله : فقائم الزّاويه منه : ضمير در « منه » به مثلّث راجع است .
قوله : احد المحيطين بها : ضمير در « بها » به زاويه راجع است .
قوله : و منفرجها : ضمير مؤنّث به زاويه عود مىكند .
قوله : المخرج منها : ضمير در « منها » به زاويه راجع است .
قوله : على وترها : يعنى وتر زاويه .
قوله : تضرب به : ضمير در « به » به عمود برمىگردد .
قوله : من ايّها : ضمير مؤنّث به زاويه برمىگردد .
قوله : على وترها : ضمير مؤنّث به زاويه عود مىكند .
قوله : كذلك : يعنى همچون مثلّث منفرج الزّاويه كه يا نصف عمود را در وتر ضرب بايد نمود و يا بالعكس يعنى نصف وتر را در عمود لازم است ضرب كنيم .
متن : و تعرف أنّه اىّ الثّلاثة بتربيع اطول أضلاعه فان ساوا الحاصل مربّعى الباقين فهو قائم الزّاوية او زاد فمنفرجها او نقص فالحادّ .
ترجمه :
طرز تشخيص اقسام مثلّثها
و دانسته مىشود كه كداميك از اقسام مثلّث است باينكه اطول اضلاعش مربّع مىكنيم پس اگر حاصل با مجموع مربّعهاى دو ضلع باقى مساوى بود پس شكل مثلّث قائم الزّاويه بوده و اگر زائد بر آنها بود منفرجه و در صورتى كه كمتر باشد حادّ الزّاويه مىباشد .
شرح براى اينكه بدانيم مثلّث رسم شده آيا قائمه است و يا منفرجه و يا حادّه قاعده اينست :