خواهم كرد . به خداى سوگند ؛ امير مؤمنان نزد خداوند از پيامبرانش گرامىتر است . « 1 »
2 . حجّاج بن يوسف ثقفى در جنگ با عبد اللّه بن زبير كعبه را با منجنيق كوبيد . او به اين عمل بسنده نكرد ، بلكه نجاست هم به كعبه پرتاب كرد . « 2 »
3 . وليد بن يزيد اموى يك نفر مجوسى را فرستاد تا بر روى كعبه مكانى براى نوشيدن شراب بسازد . او در زمان هشام به مكّه رفت و با خود شراب و خيمهء ديبايى به اندازه كعبه برد و بر آن شد تا آن را بر روى كعبه نصب كند و در آن بنشيند ، امّا يارانش او را از شورش مردم بيم دادند تا از اين كار دست برداشت . « 3 »
4 . خالد قسرى آبى به كعبه كشيد . او تشتى در كنار زمزم گذاشت . سپس گفت : آب گوارايى براى شما آوردم كه همانند بدترين گندابها ، يعنى آب زمزم نيست . « 4 »
5 . همو گفت : ابراهيم خليل از خداوند آب خواست . خداوند به او آب شور و تلخى داد ، امّا امير مؤمنان از خدا آب خواست و خدا به او آب خنك و گوارايى داد . « 5 »
6 . هنگامى كه عبد اللّه بن زبير بر مكّه و حجاز دست يافت ، عبد الملك بن مروان ،
مردم را از انجام حج منع كرد . مردم فرياد برآوردند . عبد الملك گنبدى روى صخرهء بيت المقدس و مسجد الاقصى ساخت تا مردم را بدان مشغول
هامش
( 1 ) . الاغانى ، 19 / 20 ، 59 .
( 2 ) . عقلاء المجانين ، 1798 ؛ فتوح ابن اعثم ، 2 / 486 .
( 3 ) . بهج الصباغه ، 5 / 340 .
( 4 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، 5 / 82 .
( 5 ) . الاغانى ، 19 / 60 .