صحيحترين كتابهاست . هر انسانى كه از ضوابط و معيارهاى حقيقى و مبانى اساسى و لازم براى مطالعه و بررسى تاريخ بىخبر باشد ، مطابق اين تودهء عظيم از روايات جعلى و ساختگى ، سيمايى آشفته از پيامبر اكرم ( ص ) ترسيم خواهد كرد ؛ على الخصوص هنگامى كه از صفات و ويژگىهاى لازم براى منصب پيامبرى آگاهى و شناخت نداشته باشد . افزون بر اين تقديس كوركورانه و سادهلوحانهء روايات مندرج در اين كتابها نيز او را در اين مسير به پيش خواهد راند ، زيرا مانع ارزيابى واقعى اين روايات شده ، آن روايات را از ارزش حقيقىاش بسى بالاتر خواهد برد .
ترسيم چنين سيمايى از پيغمبر بزرگ اسلام ( ص ) كه اسوهء همگان است ، خيانت بزرگى به تاريخ ، امّت مسلمان و بشريت است و هنوز اندوه اين خيانت ، گلوگيرمان است و در ظلمات و تاريكىهاى آن سرگردانيم .
از ديدگاه ما اين كار بر اساس يك نقشهء پليد از پيش طرّاحى شده ، صورت گرفته تا ضمن نابودى شخصيت رسول خدا ( ص ) و صفات والاى مكتبى آن حضرت ، مبانى و اصول اساسى اسلام را به نابودى كشاند . اين نقشه در زمان امويان و به دست اعوان و انصار اين خانوادهء پليد طرّاحى شد . به نمونههايى در اين باره توجّه كنيد ؛
1 . روزى نزد هشام بن عبد الملك ، خليفهء اموى ، رسول اكرم ( ص ) را ناسزا گفتند . هشام ، ناسزاگويان را از اين اقدام زشت بازنداشت . « 1 »
2 . خالد بن سلمه مخزومى ، اشعارى در هجو پيامبر اكرم ( ص ) براى مروانيان سرود . صاحبان صحاح سته جز بخارى از وى روايت نقل كردهاند . « 2 »
3 . عمرو بن عاص كه از سوى معاويه ، والى مصر بود ، حاضر نشد يك نفر
هامش
( 1 ) . كشف الغمّه ، 352 ؛ الكافى ، 8 / 395 ؛ تيسير المطالب ، 108 ؛ قاموس الرجال ، 4 / 270 .
( 2 ) . بحوث مع اهل السنة و السلفيه ، 101 ؛ تهذيب التهذيب ، 3 / 96 ؛ دلائل الصدق ، 1 / 29 .