چوبها و استخوانهاى پوسيده مىگردند ! چرا پيرامون كاخ امير المؤمنين ، عبد الملك نمىگردند ؟ مگر نمىدانند كه خليفه از پيامبر برتر است ؟ « 1 »
4 . همو به عبد الملك نوشت : اى امير مؤمنان ! خلفا منزلت بالاترى از پيامبران دارند ! « 2 »
5 . خالد بن عبد اللّه قسرى مىگفت : به خداى سوگند ؛ امير مؤمنان نزد خداوند از پيامبرانش گرامىتر است . « 3 »
6 . عبد اللّه صيفى از هشام پرسيد ؛ يا امير مؤمنان ؛ آيا خليفهء تو در ميان خانوادهات ، برتر و محبوبتر است يا فرستادهات ؟ هشام پاسخ داد : خليفهام در ميان خانوادهام . عبد اللّه گفت : پس تو خليفهء خدا در روى زمين و در ميان خلق خدايى و محمّد ، فرستادهء خدا به سوى آنان . پس تو نزد خدا از او گرامىترى !
هشام اين عقيدهء عبد اللّه را تكذيب نكرد ؛ اين چيزى شبيه كفر است . « 4 »
ديدگاه امويان دربارهء كعبه ، زمزم ، مقام ابراهيم و ديگر اماكن مقدس اسلامى ، كاملا روشن است . با بيان موارد زير به گوشهاى از ديدگاه منفى آنان توجّه مىكنيم ؛
1 . خالد بن عبد اللّه قسرى يكى از تابعان را در خانههاى آل حضرمى در مكّه زندانى كرد . اين كار بر مردم گران آمد و با وى مخالفت كردند . خالد در خطبهاى گفت :
به من خبر رسيده كه شما با حبس دشمن امير مؤمنان و كسى كه با خليفهء خدا به جنگ برخاسته ، مخالف هستيد . به خداى سوگند ؛ اگر امير مؤمنان مرا فرمان دهد كه اين كعبه را يك سنگ يك سنگ خراب كنم ، چنان
هامش
( 1 ) . آثار جاحظ ، 205 .
( 2 ) . العقد الفريد ، 2 / 354 ؛ 5 / 51 - 52 .
( 3 ) . الاغانى ، 19 / 60 ؛ بنگريد : تهذيب تاريخ دمشق ، 5 / 82 .
( 4 ) . اخبار الطوال ، 346 .