تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
( 334 ) ص 91 ) امتوف : در چينى اميتوفو
Emituofo )
؟ ؟ ؟ ) ، در ايتاليايى
Omitofe
، در انگليسى
Omitose
و در زبان سانسكريت
Amita ? bha
است . در اعتقاد بوداييان اميتوفو بزرگترين بودا ، در دنياى ملكوت به شمار مىآيد . اين لفظ از ذكرهاى مهم بودايى نيز است . ( 335 ) ص 91 ) در سال شصت و پنجم : دربارهء تاريخ ورود دين بودايى ميان دانشمندان اختلاف‌نظر وجود دارد . عده‌اى معتقدند كه دو سال قبل از ميلاد مسيح يعنى حدودا اواخر سلسلهء هان غربى و عده‌اى نيز معتقدند كه شصت و هفت سال بعد از ميلاد مسيح در اوايل سلسلهء هان شرقى وارد چين شد . ( 336 ) ص 91 ) پادشاه چين : به مينگ دى
Mingdi )
؟ ؟ ؟ ) پادشاهى از سلسلهء هان شرقى اشاره دارد . اين واقعه در كتاب لى هو لون
Lihuolun )
؟ ؟ ؟ ) نوشتهء مو زى
Mouzi )
؟ ؟ ؟ ) كه در دورهء هان تأليف شده ، آمده است . ( 337 ) ص 91 ) كتابى آوردند : نام اين كتاب سى شى آر جانگ جينگ
Sishierzhangjing )
؟ ؟ ؟ ) است كه در سال 67 م . از هند به چين آورده شد . آن را نخستين كتاب مقدس بودايى مىدانند كه به چينى ترجمه شده است . ( 338 ) ص 91 ) مردم چين به پنج چيز قائل‌اند . . . و فلزات : براساس مدارك تاريخى ، چينيان از ميان اين پنج عنصر چوب را جايگزين عنصر باد كرده‌اند . ( 339 ) ص 91 ) جميع مواليد عالم سفلى ، از اين چهار عنصر مركب‌اند : منظور از چهار عنصر خاك و باد و آب و آتش است . در چينى به اين چهار عنصر سى دا
Sida )
؟ ؟ ؟ ) يا سى جيه
Sijie )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند . ( 340 ) ص 92 ) قسرى : جبرى ، اجبارى . ( 341 ) ص 92 ) اسيام : سنگ در زبان چينى از زبان سانسكريت گرفته شد . در سانسكريت
Sen
مخفّف
Semgha
است كه به معنى مردان بودايى است . ( 342 ) ص 92 ) مغاره : جمع آن مغاور ، سوراخ در كوه ، غار ، غارى در كوه باشد ، كهف ، گودال ژرف و سرداب و مغاك و خندق . ( لغت‌نامه ) ( 343 ) ص 93 ) وقتى كه جانوران را . . . آزاد مىكنند : به اين عمل در زبان چينى فانگ سنگ
Fangsheng )
؟ ؟ ؟ ) مىگويند . ( 344 ) ص 93 ) و در اين ايام . . . مرمّت نمودند : از آنجا كه پادشاه جو يوان جانگ در اوايل زندگى خود راهب بود ، پس از رسيدن به حكومت ، سياستى دوگانه در پيش گرفت . از سويى سعى در كاستن تعداد ديرها داشت و براى تراشيدن مو كه از سنت‌هاى راهبان بودايى است مقررات