خاصى وضع نمود و از سوى ديگر وجود دين بودايى را به سود خود و حكومتش مىدانست .
( 345 ) ص 94 ) اهل بدعت : اشاره به پيروان دين دائو دارد كه لفظ چينى آن دائو شى
Daoshi )
؟ ؟ ؟ ) است .
( 346 ) ص 94 ) او را سردار و بانى مذهب خواندند : پيروان دين دائو به لاو زو لقب احترامآميز تاى شانگ لائو جون
Taishanglaojun )
؟ ؟ ؟ ، به معنى نياى بنيانگذار دين دائو ) دادهاند .
( 347 ) ص 94 ) پادشاه آسمان الحال در سماوات پادشاهى مىكند : منظور از پادشاه آسمان تيان شى
Tianshi )
؟ ؟ ؟ ) است .
( 348 ) ص 94 ) سيام : در چينى جانگ
Zhang )
؟ ؟ ؟ ) آوانويسى مىشود . و در ايتاليايى و انگليسى به صورت
Ciam
آمده است . جانگ نام فاميلى جانگ دائو لينگ بنيانگذار دين دائو است . و نيز يكى از نامهاى بسيار متداول خانوادگى در چين است .
( 349 ) ص 94 ) ليو : ليو نام فاميلى خاندان سلسلهء هان شرقى است .
( 350 ) ص 95 ) سه خداى : در چينى به سن چينگ
Sanqin )
؟ ؟ ؟ خدايان سه گانه ) اطلاق مىشود . اين خدايان سهگانه عبارتند از : يو چينگ يوان شى تيان جون
Yu ? i ngyuanshitianzun )
؟ ؟ ؟ ) ، شانگ چينگ لينگ بائو تيان جون
Shangqi nglingbaotianzun )
؟ ؟ ؟ ) و تاى چينگ دائو ده تيان جون
Tai qingdaodetianzun )
؟ ؟ ؟ ) .
0 ؟ ؟ ؟ 388 ؟ ؟ ؟
( 351 ) ص 95 ) منطر : به علت نامأنوس بودن كلمه در همه نسخهها به شكل منظر يا منظور تصحيف و غلطنويسى شده است كه هيچگونه معنى و مفهومى در اين مورد ندارد . منطر يا منتر از ( اوستايى
Manturd
) عبارتهايى است آهنگين و در ظاهر خالى از معنى كه بيشتر به وسيلهء كاهنان و راهبان به صورت ورد خوانده مىشد و اعتقاد بر آن بود و هست كه ساختار و آهنگ كلمه و كلام بدون توجه به معانى وضعى و قراردادى الفاظ ، تأثير روحانى در بهبود و درمان بيماران ، برآوردن حاجت و نياز ، راندن و دور ساختن موجودات پليد و زيانكار و تصرف در نهادهاى طبيعى از قبيل بارانزايى دارد . ( يادداشت دكتر مظفر بختيار )
( 352 ) ص 95 ) سياهى : ( در اينجا ) مركّب .
( 353 ) ص 96 ) سرگهات : بازارچه ، گذرگاه از كلمهء سرگاه فارسى .
( 354 ) ص 97 ) از اين سه مذهب ، يك مذهب تركيب شود : اين عمل را در زبان چينى سن جيائو گويى اى
Sanjiaoguiyi )
؟ ؟ ؟ ) گويند .